جمعيت قرار گرفت . بلافاصله برخاست و لباس جنگ بر تن كرد و خود را آمادهء نبرد ساخت . نور خرد و فروغ عقل ، گاهى بر اثر هجوم احساسات و شور هيجانهاى بىاساس ، به خاموشى مىگرايد و از روشن كردن آينده زندگى بازمىايستد . مردى كه طرف دار صلح و صفا بود و به همزيستى مسالمتآميز دعوت مىكرد ، طورى احساساتى شد كه پيش قدم در ميدان نبرد گرديد . « 1 »
چيزى كه جنگ را قطعى ساخت
« اسود مخزومى » مرد تندخويى بود . چشمش به حوضى افتاد كه مسلمانان ساخته بودند . پيمان بست كه يكى از اين سه كار را انجام دهد : يا از آب حوض بنوشد ، يا آن را ويران كند و يا كشته شود . او از صفوف مشركان بيرون آمد و در نزديكى حوض ، با افسر رشيد اسلام ، حمزه رو به رو گرديد . نبرد ميان آن دو درگرفت ، حمزه با يك ضربت پايش را از ساق جدا كرد . او براى اينكه به پيمان خود عمل كند ، خود را كنار حوض كشيد تا از آب حوض بنوشد . حمزه با زدن ضربت ديگرى او را در ميان آب كشت .
اين جريان جنگ را قطعى ساخت ، زيرا هيچ چيزى براى تحريك جمعيّتى بالاتر از خونريزى نيست . گروهى كه بغض و كينه گلويشان را مىفشرد و دنبال بهانه مىگشتند ، اكنون بهترين بهانه به دست آنان افتاده ، ديگر خود را ملزم به جنگ مىبينند . « 2 »
جنگهاى تن به تن
رسم ديرينه عرب ، در آغاز جنگ نبردهاى تن به تن بود . سپس حمله عمومى آغاز
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 623 و بحار الانوار ، ج 19 ، ص 224 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 147 - 148 .