نظرى به مسأله ساختن سايبان
ساختن سايبان براى پيامبر و پاسدارى سعد معاذ و گروهى از جوانان انصار از سايبان ، امرى است كه طبرى « 1 » از « ابن اسحاق » نقل كرده و ديگران نيز از وى تبعيت كردهاند ، ولى از جهاتى قابل پذيرش نيست :
اولا ، اين عمل از قدرت روحى سربازان مىكاهد و اثر سوئى در آنها مىگذارد .
فرماندهى كه براى نجات جان خود نقشه بكشد و در فكر نجات سربازان خود نباشد ، نمىتواند روحيهء سربازان را تحت تسخير و فرمان بياورد .
ثانيا ، اين كار با خبرهاى قطعى كه پيامبر از طريق آيات الهى به مردم نويد مىداد ، سازگار نيست . او پيش از آنكه با قريش روبهرو گردد ، به ياران گرامى خود چنين گفت :
به ياد آريد هنگامى كه خدا به شما وعده قطعى داد كه با يكى از دو طايفه ( كاروان بازرگانى و گروه نجاتبخش كاروان ) روبهرو خواهيد شد و پيروزى از آن شما است . « 2 »
در اين لحظه كه به عقيدهء طبرى ، براى پيامبر سايبان مىساختند ، كاروان از چنگال مسلمانان گريخته و فقط گروه نجاتبخش براى آنان باقى مانده بود . طبق اين وعدهء قطعى ، آنان مىدانستند كه مسلمانان پيروز مىگردند ؛ ديگر بحثى دربارهء شكست مسلمانان و ساختن سايبان براى حفاظت پيامبر و آماده كردن شتران تندرو در اطراف سايبان ، براى نجات پيامبر بىمورد خواهد بود .
ابن سعد ، از عمر بن خطاب نقل مىكند : « 3 » وقتى آيه نازل گرديد كه اين گروه مجتمع
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 145 ؛ و سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 620 .
( 2 ) .وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ« انفال ( 8 ) آيه 7 » .
( 3 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 25 .