پيمان با قبيلهء « بنى ضمره » تا محلى به نام « أبواء » آمد ، ولى با كاروان قريش روبهرو نشد و با قبيلهء مذكور پيمان بست .
5 . در ماه ربيع الاول سال دوم ، « سائب بن عثمان » يا « سعد معاذ » را در مدينه جانشين خود قرار داد و با دويست نفر براى تعقيب كاروان قريش تا « بواط » « 1 » آمد ، امّا به كاروانى كه « امية بن خلف » با صد نفر آن را سرپرستى مىكرد ، دست نيافت و به سوى مدينه بازگشت .
6 . در نيمه جمادى الاولى سال دوم ، گزارش رسيد كه كاروان قريش به سرپرستى « ابو سفيان » از مكّه به شام مىرود . پيامبر با دستهاى تا « ذات العشيره » رفت و « ابو سلمه » را جانشين خود قرار داد و تا نقطهاى به نام « عشيره » رفت و تا اوايل ماه « جمادى الآخر » ، در آنجا در انتظار كاروان توقف كرد ، ولى به كاروان دست نيافت . در جريان اين اقامت ، با قبيلهء « بنى مدلج » پيمانى بست كه صورت پيمان در كتابهاى تاريخ موجود است . « 2 »
ابن اثير « 3 » مىگويد : در نقطهاى كه پيامبر و يارانش فرود آمده بودند ، روزى پيامبر بالين على و عمار آمد ، در حالى كه آنها خوابيده بودند پيامبر آنان را از خواب بيدار كرد ، در اين لحظه ديد كه خاكهاى نرمى بر سر و صورت على عليه السّلام نشسته است . رو به وى كرد و فرمود :
مالك يا أبا تراب ؛ چه شده به تو اى آغشته به خاك .
از آن روز على در ميان مسلمانان به ابو تراب معروف گرديد . سپس رو به هر دو كرد و گفت : آيا مىخواهيد شقىترين مردم روى زمين را معرفى كنم ؟ عرض كردند : بلى يا رسول الله . فرمود :
شقىترين مردم روى زمين دو نفرند : يكى كسى كه ناقه صالح را پى كرد ، دوم كسى كه
هامش
( 1 ) . بواط كوهى است در ناحيه « رضوى » ، و با مدينه حدود نود كيلومتر فاصله دارد .
( 2 ) . تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 363 .
( 3 ) . الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 112 و مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 140 - 141 .