دعوت سران عشاير در موسم حج
پيامبر اكرم در روزهاى حج با رؤساى عرب در اين نقاط تماسهايى مىگرفت و از همهء آنان منزل به منزل ديدن مىكرد و حقيقت دين خود را بر آنان عرضه مىداشت .
گاهى پيامبر مشغول سخن بود كه ابو لهب از پشت سر ظاهر مىشد و مىگفت : مردم سخن او را باور نكنيد ، زيرا او با آيين نياكان شما سر جنگ دارد و سخنانش بىاساس است . مخالفت عموى وى تبليغات حضرت را دربارهء سران قبايل كم اثر مىكرد و با خود مىگفتند : هرگاه آيين وى صحيح و ثمربخش بود ، هرگز فاميل وى با او نزاع نمىكرد . « 1 »
گروهى از قبيله « بنى عامر » وارد مكّه شدند . پيامبر آيين خود را بر آنها عرضه كرد .
آنان حاضر شدند كه به وى ايمان بياورند ، مشروط بر اينكه رهبرى جامعه پس از درگذشت پيامبر با آنها باشد . پيامبر فرمود :
كار در دست خدا است ، هركس را مصلحت ديد او را برمىگزيند . « 2 »
آنان از پذيرش اسلام سرباز زدند و پس از بازگشت به وطن جريان تماس با محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را با پيرمرد روشندلى در ميان نهادند . وى گفت : اين همان ستاره درخشانى است كه از افق مكّه طلوع كرده است .
اين قطعه تاريخى ثابت مىكند كه مسأله « امامت » پس از رسول گرامى تنصيصى است نه انتخابى و گزينشى . « 3 »
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 216 و سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 422 .
( 2 ) . الأمر إلى اللّه يضعه حيث يشاء ؛ « سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 426 » .
( 3 ) . براى اطلاع بيشتر ، « ر . ك : پيشوايى از نظر اسلام » .