نغمهء ناموزون
پيشواى گروه شيخيه « 1 » ، « شيخ احمد احسائى » در رسالهء قطيفيه نغمهء ديگرى ساز كرده و با طرح جديدى خواسته هر دو گروه را راضى سازد . وى مىگويد :
پيامبر گرامى با بدن برزخى « هور قليائى » ( بدن برزخى بسان آن بدنى است كه انسان در عالم خواب همه گونه فعاليّت با آن انجام مىدهد ) به معراج رفته است . از اين راه به خيال خود ، هم قايلان به معراج جسمانى را از خود راضى ساخته ، ( زيرا معتقد به جسمانى بودن معراج شده است ) و هم اشكال افلاك را رفع كرده است ( زيرا نفوذ جسم برزخى احتياج ندارد كه بدنهء فلك را از هم جدا سازد ) . « 2 »
با اين حال ، افراد روشن ، حقجو و دور از تعصب ، اين نظر را مانند نظر پيش ( روحانى بودن معراج ) بىارزش و مخالف قرآن و ظاهر احاديث مىدانند ، زيرا -
هامش
( 1 ) . يكى از دستاوردهاى انقلاب اسلامى ايران بود كه ريشهء فرقه و مسلكهاى ساخته و پرداخته عصر استعمارگر را زد ، و همه را به پيروى از خط اصيل اسلام دعوت نمود . شكى نيست كه همه اين فرقههاى نوظهور برخاسته از استعمار و يا خواسته او بود . و شيوه حكومت قبل از انقلاب ، مستلزم يك چنين فرقه بازى و تفرقهافكنىها بود ، سپاس خدا را كه با زدن ريشهها شاخهها نيز سرنگون شدند .
( 2 ) . رساله قطيفيهء شيخ ، در ضمن مجموعهاى كه حاوى 92 رساله او است ، به نام جوامع الكلم ، در تاريخ 1273 چاپ شده است . و متن عبارت وى چنين است :
إنّ الصاعدة كما صعد ألقي منه كل رتبة منها فيها مثلا إذا تجاوز كرة الهواء ، ألقي ما فيه من الهواء ، و إذا تجاوز كرة النار ألقي ما فيها ، و إذا رجع ماله من كرة النار ، و إذا وصل إلى كرة الهواء أخذ ماله من الهواء :
جسم در حال عروج و صعود ، هرچه بالا برود ، عناصر مربوط به هر كره را در همان جا ترك مىكند و بالا مىرود .
مثلا عنصر هوا را در كره هوا ، عنصر آتش را در كره آتش و هنگام بازگشت ، همان جا را كه ترك كرده ، بود دو مرتبه بازمىگيرد .
بنابراين ، پيامبر گرامى هنگام معراج ، هر يك از عناصر چهارگانه بدن خود را ( در گذشته اصول عناصر را چهار تا مىدانستند ) در كره خود ترك گفتند ، و با بدنى كه فاقد اين عناصر چهارگانه است ، معراج نموده است . يك چنين بدن ، نمىتواند بدن عنصرى باشد ، جز بدن برزخى و به اصطلاح وى « هور قليائى » چيزى ديگرى نمىتواند باشد .
شيخ در كتاب شرح زيارت ، 28 - 29 تصريح مىكند كه افلاك نهگانه قابل خرق و التيام نيست .
با اين تصريحات ؛ باز برخى براى پنهان كردن و سرپوشگذارى بر لغزشهاى « شيخ » ، با كمال سماجت مدعى است كه پيشواى او « معراج » را جسمانى عنصرى مىداند و در اين مورد با نظريه مشهور موافق است .