دست فرشته است ، بخواند . در اين موقع آيات را كه در حقيقت ديباچهء كتاب سعادت بشر به شمار مىرود ، خواند .
بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد ، كسى كه انسان را از خون بسته خلق كرد ، بخوان و پروردگار تو گرامى است ، آنكه قلم را تعليم داد و به آدمى آنچه را كه نمىدانست ، آموخت . « 1 »
جبرئيل مأموريت خود را انجام داد و پيامبر نيز پس از نزول وحى ، از كوه « حراء » پايين آمد و به سوى خانهء « خديجه » رهسپار شد . « 2 »
آيات ياد شده ، برنامهء اجمالى رسول گرامى را روشن مىكند ، و به طور آشكار مىرساند كه اساس آيين او را قرائت و خواندن ، علم و دانش و به كار بردن قلم تشكيل مىدهد .
جهانبينى يك مرد مادى
ترقى روزافزون دانشهاى طبيعى ، قدرت تعمق در مسائل معنوى و خارج از حدود قلمرو علوم طبيعى را ، از بسيارى دانشمندان ربوده و شعاع فكرشان را محدود كرده است . اينان چنين تصور مىكنند كه جهان همين جهان ماده است و هستى غير از ماده چيز ديگرى نيست و هر چيزى كه با اصول و قوانين مادىگرى نتوان آن را تفسير كرد ، امرى است موهوم و باطل .
اين گروه به خاطر پيش داورى در مسائل مربوط به « وحى » و ما وراء طبيعت و منحصر ساختن ابزار شناخت به حس و تجربه ، منكر جهان وحىاند و به بهانهء اينكه
هامش
( 1 ) .اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ . خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ . اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ . الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ« علق ( 96 ) آيه 1 - 5 » .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 236 ؛ صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 3 ، اين بخش از حديث همانطور كه نقل كرديم صحيح و متين است ، ولى در ذيل حديث پيرايهاى دارد كه قطعا مردود است . و ما در كتاب مفاهيم القرآن ج سوم دربارهء اين حديث از نظر سند و متن بحث و گفتوگو نمودهايم .