تا به زور مانع عزيمت سيد الشهدا « ع » شوند . امّا امام و اصحابش ، مقاومت كردند و كار به برخورد با تازيانه هم انجاميد و يحيى در انجام مأموريت ناكام ماند . يحيى و عمرو ، برادر بودند . « 1 »
- حج ناتمام ، عمرو بن سعيد
يحيى بن سليم مازنى
از شهداى كربلاست . رجز او هنگام نبرد چنين بود :
لأضربنّ القوم ضربا فيصلا * ضربا شديدا فى العدا معجّلا
لا عاجزا فيها و لا مولولا * و لا اخاف اليوم موتا مقبلا « 2 »
كه هم روح حماسى و سلحشورى او را مىرساند و هم استقبال از شهادت را .
يزيد بن ثبيط ( ثبيت ) عبدى
از شهداى كربلاست . وى از شيعيان اهل بيت و از اصحاب ابو الأسود دؤلى و از اشراف قبيلهء خود بود . وى ده پسر داشت . پس از دريافت نامهء سيد الشهدا « ع » كه خطاب به اهل بصره نوشته بود ، همراه دو پسرش عبد الله و عبيد اللّه از بصره آمدند و به علّت بسته بودن راهها با پيمودن بيراههها ، در مكّه خود را به امام حسين « ع » رسانده ، به كاروان او پيوستند . روز عاشورا پسرانش در حملهء اوّل و خودش در مبارزهء تن به تن به شهادت رسيدند . « 3 » نام هر سه در زيارت « ناحيهء مقدسه » آمده است . نام او يزيد بن نبيط ، بدر بن رقيد ، بدر بن رقيط هم ضبط شده است . « 4 »
- عبد الله و عبيد الله بن يزيد بن ثبيط
يزيد بن حصين همدانى
يكى از ياران شجاع ، بزرگوار و پارساى امام حسين « ع » كه روز عاشورا وقتى تشنگى بر امام و يارانش غلبه كرد ، از امام اجازه خواست تا با كوفيان و عمر سعد صحبت كند . امام اجازه داد . وى نسبت به جلوگيرى از استفادهء امام از آب فرات با آنان صحبت و به آنان اعتراض كرد . امّا به او پاسخ نامناسب دادند . بىنتيجه برگشت . آنگاه امام ، دربارهء سپاه
هامش
( 1 ) - مع الحسين فى نهضته ، ص 154 ، نقل از انساب الاشراف .
( 2 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 102 .
( 3 ) - عنصر شجاعت ، ج 1 ، ص 70 ، تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 325 .
( 4 ) - انصار الحسين ، ص 97 .