او بودن بود . نامههايى هم ميان امام و برخى از شيعيان در بصره ردّ و بدل شد . آخرين نامهاى كه از كوفيان به دست امام رسيد ، اين متن را داشت : « عجّل للقدوم يا بن رسول اللّه ، فانّ لك بالكوفة مائة الف سيف فلا تتأخّر » « 1 » اى پسر پيامبر ! هر چه زودتر بيا ! در كوفه صد هزار شمشير در اختيار توست ، دير مكن ! در مسير راه كوفه ، وقتى سپاه حرّ ، راه را بر امام گرفت ، حضرت به انبوه نامههاى دعوت استناد كرد و حرّ از آنها اظهار بىاطّلاعى مىكرد . روز عاشورا هم امام در يكى از خطبههاى اتمام حجّت خويش ، كسانى همچون شبث بن ربعى ، حجّار بن ابجر ، قيس بن اشعث ، يزيد بن حارث و . . . را مخاطب قرار دارد كه . . . مگر به من ننوشتيد كه ميوهها رسيده و همه جا سرسبز است و آماده ، زود بشتاب و به سوى سپاهى سازمان يافته بيا ؟ . . . « 2 »
- بيعت ، مسلم بن عقيل ، وفا
نبرد تن به تن
از سنّتهاى جنگ در عرب ، آن بود كه ابتدا دو هماورد و حريف ، از دو جبهه به ميدان مىآمدند ، خود را معرفى كرده ، رجز مىخواندند و به نبرد مىپرداختند . گاهى هم نبردهاى تن به تن ، تكليف جنگ را روشن مىساخت . پس از چند نفر كه به ميدان هم مىآمدند ، حملهء عمومى آغاز مىشد . « 3 » مبارزه ، همان به صحنه آمدن افراد در نبرد تن به تن بود . چنين هماوردى در عاشورا ، تا ظهر ادامه يافت . گاهى كه سپاه كوفه ضعف هماورد جبههء خويش را احساس مىكردند ، به شكل گروهى به رزمندهء جبههء حسينى مىتاختند و او را شهيد مىكردند . شهداى كربلا ، برخى در جنگ تن به تن شهيد شدند و جمعى هم در حملهء عمومى سپاه كوفه كه در اوايل درگيرى به اردوگاه امام تاختند ، به شهادت رسيدند .
- حملهء اول ، رجز ، ميدان
نخل ، نخل گردانى
نخل ، درخت خرماست ، امّا در اصطلاح مراسم سوگوارى محرّم ، به وسيلهاى بزرگ و اتاقكى تابوت مانند گفته مىشود كه با پوشش سياه و انواع شالهاى رنگارنگ و آيينه و چراغ . . . مىآرايند و بعنوان سمبل تابوت سيد الشهدا « ع » در روز عاشورا در حسينيهها و
هامش
( 1 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 335 .
( 2 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 562 ، اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 602 .
( 3 ) - الفنّ العسكرى الاسلامى ، ياسين سويد ، ص 22 .