تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
داغديدگان هم استفاده مىشود و اين توصيهء ائمّه است كه هرگاه مصيبتى براى شما پيش آمد ، از عاشورا و مصائب اهل بيت « ع » ياد كنيد ، تا تحمّل داغ بر شما آسان شود . مرثيه‌خوانان نيز ، هرگاه از هر امامى روضه بخوانند ، يا از هر مصيبت جانگدازى ياد كنند ، در پايان با نقل جملهء بالا ، گريز به كربلا مىزنند ، كه بالاترين سوگهاست و به حق ، با توجّه به مصائب اهل بيت در كربلا ، هر غم و مصيبتى كوچك و قابل تحمّل مىشود . - گريز

لباس كهنه - پيراهن كهنه

لب و دندان - سر امام حسين « ع »

لعبت هاشم بالملك

از جمله سخنانى است كه نشان دهندهء كفر باطنى و كينهء يزيد نسبت به پيامبر « ص » است . اشعارى است كه پس از شهادت حسين « ع » ، هنگامى كه عترت او را به اسارت به شام آورده بودند ، يزيد با غرور و سرمستى خواند و آرزو كرد كاش نياكانش كه در جنگ بدر كشته شدند ، زنده بودند و خونخواهى و انتقام يزيد را مىبيند ( ليت اشياخى ببدر شهدوا . . . ) تا آنجا كه به انكار وحى و رسالت پرداخته و مىگويد :
لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل « 1 »
هاشميان با حكومت بازى مىكردند ، نه خبرى ( از آسمان غيب ) آمده و نه وحى نازل شده است . اصل شعر از « ابن زبعرى » است ، ولى خواندن آن توسّط يزيد در چنان موقعيّتى ، هم عقيده بودنش را با مضمون آن نشان مىدهد ، در پى زمزمه كردن اين اشعار كفرآميز بود كه زينب « ع » خطبهء خويش را با آيهء
« ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ »
« 2 » آغاز كرد ( سرانجام بدكاران ، آن شد كه آيات الهى را تكذيب و مسخره كردند ! ) و نيز در ادامه ، آيهء
« وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ . . . »
« 3 » را خواند ( كافران مپندارند كه اگر به آنان مهلت مىدهيم ، برايشان خوب است ، بلكه گناهانشان افزوده مىشود و براى آنان عذاب خوار كننده‌اى است ) و سراسر خطابهء آن بانو ، اثبات خروج يزيد از حريم اسلام و بىاعتقادى او به دين و اثبات كفر و فسق او در
هامش
( 1 ) - حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 187 ، ج 3 ، ص 377 . ( 2 ) - روم ، آيه 10 . ( 3 ) - آل عمران ، آيه 178 .