تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
اميرى حسين و نعم الأمير * سرور فؤاد البشير النذير . . .
على اكبر « ع » مىخواند :
انا علىّ بن الحسين بن على * نحن و بيت الله اولى بالنّبى
تالله لا يحكم فينا ابن الدّعى * اضرب بالسيف احامى عن ابى
ضرب غلام هاشمىّ عربىّ
يا خود ابا عبد الله الحسين « ع » رجزهاى متعدّدى دارد ، از جمله :
القتل اولى من ركوب العار * و العار اولى من دخول النّار
يا اين رجز كه :
انا الحسين بن علىّ * آليت ان لا انثنى
احمى عيالات ابى * امضى على دين النّبى
كه همه و همه ، سرشار از روحيّهء بالا و انگيزه‌هاى و الا و دليرى و ثبات و پايدارى شجاعانه است . « 1 »

رقيّه

دختر سه چهار سالهء ابا عبد الله الحسين « ع » كه در سفر كربلا همراه اسراى اهل بيت بوده و در شام ، شبى پدر را به خواب ديد و پس از بيدار شدن بسيار گريست و بىتابى كرد و پدر را خواست . خبر به يزيد رسيد . به دستور او سر مطهّر امام حسين « ع » را نزد او بردند و او از اين منظره بيشتر ناراحت و رنجور شد و همان روزها در خرابهء شام ( كه محل اقامت موقت اهل بيت بود ) جان داد . « 2 » البته دربارهء اين دختر و شهادتش ، ميان مورخين نظر واحدى وجود ندارد . خردسالى اين دختر و عواطفى كه نام و يادش و كيفيّت جان باختنش و مدفن او بر مىانگيزد شگفت است و شيعيان به او علاقهء خاصّى دارند . محلّ دفن او كنار يك بازارچهء قديمى و با فاصله از مسجد اموى در دمشق قرار دارد و چندين بار تعمير شده است . آخرين تعمير و توسعه در سال 1364 شمسى از سوى ايران آغاز شد و پس از چند
هامش
( 1 ) - رجزهاى امام و فرزندان و اصحاب ، در كتابهاى تاريخ و مقتل بطور مبسوط آمده است . از جمله ر . ك : بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 13 به بعد ، مناقب ، ج 4 ، ص 100 به بعد . در همين مجموعه نيز ، رجزهاى برخى از شهداى كربلا ، ذيل معرفى خودشان آورده شده است . دربارهء رجز ، بحثى در « الأغانى » ابو الفرج اصفهانى است ، ج 18 ، ص 164 ) . ( 2 ) - كامل بهايى ، ص 179 ، منتهى الآمال ، 437 .
فرهنگ عاشورا ( فارسي ) — صفحة 185 | جواد محدثى