پس مىتواند معلولهاى متعدد داشته باشد .
ب . ما معتقديم كه نظام عالم ، نظام علل و معاليل و اسباب و مسببات است و ارادهء حق بر اين تعلق گرفته كه در جهان هستى از هر سببى مسبب خاصى صادر گردد . امام صادق عليه السّلام فرموده است :
أبى اللّه أن يجري الأشياء إلّا بأسباب . « 1 »
ولى از طرفى معتقديم كه لا مؤثر فى الوجود الّا اللّه ؛ يعنى اين علل و معاليل پيش از اين كه خود مؤثر باشند خدا مؤثر است و اين تأثيرات را خدا به آنها داده و لذا علة العلل و مسبب الاسباب اوست و اگر بخواهد جلوى تأثير اين اسباب طبيعى را مىگيرد و تفصيل بيشتر در باب جبرواختيار و قضاوقدر خواهد آمد . در نتيجه مىگوييم : بر فرض كه خدا خالق عقل اول باشد ، عقل اول پيش از آنكه وجودش از آن خود او باشد از آن خداست و ايجادگرى و تأثير فرع بر وجود است ، پس ايجادگرىهاى عقل اول هم باذن اللّه است و مؤثر حقيقى خداست . همانند توفى كه گاهى به فرشتگان نسبت داده مىشود و گاهى به خدا پس قدرت الهى محدود نشد ؛ زيرا المقدور مع الواسطه ايضا مقدور .
ج . برمبناى عرفا وجود منبسط امكانى يك حقيقت است و اين حقيقت واحده از خداوند صادر شده ، پس معلول واحد و علت هم واحده است و با اين حال قدرت حق تعالى محدود نيست .
3 . مجوسىها كه قائل به يزدان و اهريمن هستند ، مىگويند : ما در عالم ، خيرات ( مانند نعمتها و عافيتها ) و شرور ( مثل بلاها و آفتها ) مشاهده مىكنيم ؛ آنگاه يزدان كه خير محض است و جز خير از او صادر نمىشود ، مبداء خيرات و فاعل خيرات است و اهريمن كه شر محض است ، مبداء شرور است . پس يزدان قادر بر شرور و اهريمن قادر بر خيرات نيست .
جواب ما : به اين سخن نيز جوابها داده شده كه دو جواب آن مطرح است :
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 183 .