برهان مبتنى بر اصول و مبانى فراوانى است كه در حكمت متعاليه مطرح است .
برهان سينوى
اين برهان بر يك سلسله اصول و مبانى مبتنى است كه بخشى از آنها بديهى و بلكه از ابده بديهيات و بخشى نظرى و محتاج به استدلالاند .
مبانى برهان سينوى
1 . ابطال نظريه سوفسطاييان يعنى منكرين واقعيات خارجى و ايدهآليستها ( ذهنگرايان ) در برابر رئاليستها ( واقعگرايان ) ؛
2 . ابطال عقيده سپتىسيسمها يعنى شكاكان و لا ادريون ؛
3 . استحالهء اجتماع و ارتفاع نقيضين ؛
4 . ابطال دور باقسامه ؛
5 . ابطال تسلسل از راههاى گوناگون ؛
6 . ويژگىهاى واجب الوجود لذاته ؛
7 . خصايص ممكن الوجود لذاته .
از مجموعه اين مبانى ، مبناى اول و دوم را بايد از كتب مفصله جستجو كرد ؛ از قبيل اصول فلسفه و روش رئاليسم ( ج 1 ) و انديشههاى بنيادين اسلامى و بينش دينى مدارس و . . . . از طرح اين بحثهاى جالب ، ولى دامنهدار در اين شرح معذوريم ؛ چون از مقصد دور مىشويم و غرض ، دادن سرنخى است .
در زمينه اصل سوم نيز مباحثى مطرح است : 1 . قانون كلى نقيض كل شىء رفعه 2 . تعريف تناقض 3 . شرايط تناقض 4 . اهميت اين قانون در علوم . از اين مباحث ، سه بحث اول به منطق مربوط است . بنابراين ، بحث چهارم را خلاصهوار مطرح مىكنيم :
دانشمندان متافيزيك از ساليان دور و حتى قبل از ميلاد ، مسأله استحالهء اجتماع نقيضين را مبداء المبادى تصديقات قرار داده و مدعى هستند : همانطور كه در سلسلهء معلومات تصورى سلسله تصوراتى بديهى از قبيل مفهوم وجود ، شىء ، عدم و . . .
داريم كه مبداء المبادى تصورات ما هستند و حتى كودك خردسال هم معناى بود