و تقبل شهادة أهل الذّمّة في الوصية مع عدم المسلمين و لا تقبل شهادة الفاسق إلّا مع التوبة .
و لا شهادة الشريك لشريكه فيما هو شريك فيه و لا الوصي فيما له الولاية فيه و كذا الوكيل و لا القاذف و لا العدوّ و لا شهادة الولد على الوالد
شرح
2 - در خصوص باب وصيت اگر مسلمانى وجود نداشته باشد شهادت كفار ذمّى هم پذيرفته مىشود به اينكه شهادت دهند كه فلانى به فلان مبلغ براى فلانى وصيت كرد .
3 - شهادت فساق پذيرفته نمىشود مگر پس از توبه از گناهان چون قرآن فرموده :وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ .4 - اگر دو نفر در مالى با هم شريك باشند و يك فرد ثالث مدّعى شود كه نصف مشاع اين مال مال او است و شريك انسان هم مدعى است كه مال او است در اينجا شريك ديگر نمىتواند بر نفع شريك خود شهادت دهد چون متّهم است .
5 - همچنين شهادت وصىّ در باره مال وصيت و ما ترك بر آن ولايت دارد نيز صحيح نيست چون متهم است .
6 - و نيز شهادت وكيل بر نفع موكل مقبول نيست .
7 - و نيز كسى كه قاذف است يعنى به كسى تهمت زنا زده و نسبت ناروا داده شهادتش پذيرفته نمىشود مگر پس از توبه كه قرآن در سورهء نور فرموده :وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ. . .وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً. . .إِلَّا الَّذِينَ تابُوا . . .8 - و نيز شهادت دشمن منكر هم بر نفع مدّعى قبول نيست چون متهم است به اينكه بدين وسيله مىخواهد تشفّى كند و انتقام بگيرد يا ضربهاى به خصم خود وارد كند .
9 - شهادت فرزند به زيان پدر قبول نيست ولى شهادت پدر به زيان فرزند قبول است ولى هر يك به نفع ديگرى مقبول است و قرابت موجب اتهام نيست .