تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 383
الفصل الخامس في صفات الشاهد و هى ستة : ( 50 - كتاب شهادات ) قال اللَّه تعالى : وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا . . . وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ . . . « بقره / 282 » . پنجاهمين كتاب از مجموعه گرانسنگ كتب فقهيه مورد بحث در تبصرة كتاب شهادات است كلمهء شهادات جمع شهادات است و شهادت در لغت از باب شَهِدَ است و به معناى حاضر شدن آمده به معناى عالم شدن هم آمده . و شرعاً عبارتست از : خبر دادن از يك حقّى [ جانى يا مالى ، حق الناس يا حق اللَّه ] كه اين صفت دارد لازم است براى غير مخبر و اين صفت دارد واقع است و اين صفت دارد از غير حاكم است و با قيد عن غير حاكم خارج كرد اخبار خدا و رسول و ائمه و اخبار حاكمى به حاكم ديگر را كه اينها شهادت ناميده نمىشوند با حفظ معناى كلمه در رابطه با بحث شهادات در دو فصل بحث مىشود : فصل اوّل : صفات شاهد در كتاب قضاوت گفته شد كه هيچ راهى براى اثبات صدق ادّعاى مدّعى به غير از گواهى گواهان نيست زيرا كه قاضى كه علم غيب ندارد و اعمال مردم هم غالباً نشانى از خود نمىگذارد و يا اگر بگذارد خيلى مبهم است بهگونهاى كه بر آن هيچ حكمى مترتّب نمىشود .