تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
شرح
و . . . از اين مجموعه سه قسمت اوّل در لابلاى مباحث ارث گفته آمد و سه قسمت بعدى را اينجا مىآوريم . امّا حاجب و مانع : اين دو مشترك هستند در اينكه هر دو مانع و جلوگير از ارث هستند ولى اصطلاح مانع در جائى به كار مىرود كه مانع از ارث بردن خود شخص باشد مثل كفر كه مانع از ارث كافر است و . . . و اصطلاح حاجب در جائى به كار مىرود كه خود شخص ارث نمىبرد ولى مانع از ارث بردن ديگرى مىشود و يا خودش هم ارث مىبرد ولى مانع از توريث غير است آن هم دو نوع است : 1 - حاجب از اصل ارث مانند طبقهء اوّل كه نسبت به طبقه دوم حاجبند و هكذا . . . 2 - حاجب از نصيب اعلا مانند اينكه ميت برادران ابوينى يا ابى دارد و پدر و مادر هم دارد كه با وجود والدين خود آنها از ارث محرومند ولى اگر نبودند مادر حالا كه هستند مادر مىبرد كه نصيب ادنى باشد . و امّا كلاله : كلاله معناى مصدرى دارد و به معناى كلال يعنى از بين رفتن قوت و توانائى است ولى بعداً به خواهران و برادرانى كه از شخص متوفى ارث مىبرند گفته شده . و شايد تناسب آنها اين باشد كه برادران و خواهران جزء طبقه دوّم ارث هستند و تنها با نبود پدر و مادر ارث مىبرند و چنين كسى كه پدر و مادر و فرزندى ندارد مسلّماً در رنج است و قدرت و توانائى خويش را از دست داده و لذا به آنها كلاله گويند . و امّا عول و تعصيب : در كتب ارث اسلامى به دو بحث مهم به نام عول و تعصيب برخورد مىكنيم و سرچشمه اين بحث از آنجا شروع مىشود كه سهام