و يقع الطلاق رجعيّا و لو آلى مدة فدافع حتى خرجت فلا كفارة و عليه الكفارة و لو وطئ قبله و لو ادّعى الاصابة فالقول قوله مع يمينه و فئة القادر هو الوطى قبلًا و فئة العاجز اظهار العزم على الوطى مع القدرة و لا يتكرر الكفّارة بتكرر اليمين .
شرح
و سوگند را شكست فهو المطلوب و گرنه پس از چهار ماه حاكم او را ملزم مىكند يا به طلاق و يا به رجوع و كفاره دادن است و الزام به اينست كه در خوراك و آشاميدنى بر او سخت گيرد تا مرد يكى از دو راه را اختيار كند يا طلاق يا رجوع و كفاره و اگر طلاق دهد طلاقش رجعى است .
2 - اگر مرد براى مدتى ايلاء كرد و آن قدر مسامحه نمود تا آن مدت تمام شد كفاره ندارد آرى اگر پيش از گذشت آن مدت مجامعت كند كفاره بايد بدهد .
3 - اگر مرد مدعى باشد كه من رجوع كردم و حق زن را به دستش دادم و زن منكر باشد قول مرد مقدم مىشود البته با قسم .
4 - بازگشت مردى كه قادر به جماع است به اينست كه با زن از طريق فرج جماع كند و آنكه عاجز است مانند خصى و مجبوب اگر ايلاء او صحيح باشد بايد تصميم بگيرد كه هرگاه توانائى يافت از حق زن دريغ نكند و چنين تعهدى از وى پذيرفته مىشود .
5 - هرگاه مردى چند بار پشت سر هم سوگند ياد كند كفّارهء او تكرار نمىشود و يك كفّاره بيشتر واجب نيست .
در خاتمه : كفّاره ايلاء همان كفاره حنث قسم است كه در كتاب الايمان بخواست خداوند خواهد آمد .