تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
بعد الوطى و لو اعترفت بولد امته او المتعة الحق به و لا يقبل نفيه بعد ذلك و لو وطئها المولى و اجنبى فالولد للمولى و مع امارة الانتفاء لا يجوز الحاقه و لا نفيه بل يستحب ان يوصى له بشىء و لو وطئها المشتركون فتداعوه الحق به من تخرجه القرعة و يغرم للباقين حصصهم من قيمة الامة
شرح
يك سال يعنى 12 ماه گفته‌اند و اطباى جديد مىگويند جنين از 180 روزگى قابل زيستن است و منتهى تاخير آن تا سيصد روز است و اين قول موافق قول علّامه است كه ده ماه گفت . . . ] 8 - هرگاه مردى اعتراف نمايد كه فرزندى كه از فلان كنيز يا فلان زنى كه به عقد موقت در آورده بود متولد شده فرزند او است اين اقرار از او پذيرفته شده و فرزند به وى ملحق مىشود و اگر پس از آن انكار كند و نفى ولد نمايد اين نفى او پس از اثبات و انكار او پس از اعتراف قبول نمىشود . 9 - اگر مولاى كنيز با كنيزش مقاربت كند و اتفاقاً بيگانه‌اى هم با او نزديكى كند و كنيز فرزندى آورد به‌طورى كه بتوان به مولاى كنيز نسبت داد [ يعنى بيش از شش ماه و كمتر از ده ماه گذشته باشد ] فرزند به صاحب كنيز ملحق مىشود و مولى حق ندارد نفى ولد كند مگر يقين داشته باشد كه ولد از آن وى نيست و چنين يقينى با مقاربت هرگز حاصل نخواهد شد و اگر علائمى و قراينى باشد مبنى بر بودن فرزند از ديگرى در اين صورت نه نفى كند و نه الحاق بلكه مستحب است كه وصيت كند تا چيزى از ثلث به وى بدهند . [ البته اين مسأله در عصر ما مورد حاجت نيست مگر در متعه كه فرزند آن را در حكم فرزند كنيز بدانيم پس براى شوهرى كه با زن متعه مقاربت كرده است