تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
و يحل قبوله و لو كره كل منهما صاحبه انفذ الحاكمين حكمين من اهلها او اجنبيين فان رأيا الصلح و اصلحا و ان رأيا الفرقة راجعاهما في الطلاق و البذل و لا حكم مع اختلافهما .
شرح
و بقول قرآن :وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ« نساء / 18 » حال اگر شوهر ناسازگار باشد و حقوق زن را ادا نكند و معاشرت به معروف نكند بلكه بدخوئى كرده و بدون جهت زن را بيندازد در اينجا ابتدا زن بايد نزد او گله نمايد و حق خويش را مطالبه كند و او را به موعظت بازدارد و اگر بدين وسيله نتوانست او را رام كند شكايت نزد حاكم شرع ببرد تا حاكم او را وادار كند و اگر زبان خوش كارگر نشد تعزيرش كند به اينكه او را حبس كند يا تازيانه زند بهر مبلغى كه صلاح بداند . 4 - مرد حق ندارد زن را به زور وادار كند تا از حق خود بگذرد يا چيزى از آن را به شوهر ببخشد و اگر در حال اكراه چيزى بخشد بر شوهر حلال نمىشود و در قرآن از اين امر نهى شده امّا اگر زن به رضايت خود و بدون آزار و شكنجه شوهر از بعض حقوق خويش يا از همهء آنها بگذرد براى آنكه دل شوهر را بدست آورد جائز است و قبول آن بر شوهر حلال و مباح است .

احكام شقاق :

1 - اگر زن و شوهر هر دو از يكديگر متنفر باشند و با هم نسازند حاكم بايد يك نفر از خويشاوندان زن و يك نفر از اقوام مرد را بگمارد تا بدعاوى آنان برسند و حاكم قرار دادن فرد اجنبى و بيگانه هم بلا مانع است آنگاه در صورتى كه اين دو نفر حَكَم مصلحت ديدند آنها را آشتى دهند چنين مىكنند و اگر رأيشان بر طلاق و جدائى مقرر شود بر زن و شوهر عرضه كنند و صلاح‌انديشى كنند امّا حق اجبار بر طلاق ندارد . 2 - اگر دو نفر حكم با هم اختلاف كنند چنان است كه اصلًا حكم معين نشده . قرآن در باب شقاق مىفرمايد :