كه پيامبر فرمود « براى من كاغذ و دوات بياوريد » و پس از آن موضوع خوددارى از حركت با لشكر اسامه بود و اين سخن عياش بن ابى ربيعه كه آيا بايد اين نوجوان [ اسامة ] بر همه مهاجران و انصار فرماندهى كند .
سپس بيمارى پيامبر ( ص ) شدت يافت . هنگامى كه بيمارى سبكتر بود خود پيامبر ( ص ) با مردم نماز مى گزارد و چون بيمارى سخت تر شد به ابوبكر دستور داد با مردم نماز بگزارد ، و درباره شمار نمازهايى كه ابوبكر با مردم گزارده اختلاف است . شيعيان مى گويند ابوبكر فقط با مردم يك نماز گزارده است آن هم همان نمازى است كه پيامبر ( ص ) در حالى كه به على عليه السلام و فضل بن عباس تكيه داده بود آمد و در محراب ايستاد و ابوبكر را كنار زد . و حال آنكه خبر صحيح در اين مورد كه مشهورتر است و بيشتر نقل شده است و به عقيده من هم صحيح تر است آن است كه همان يك نماز نبوده است و ابوبكر پس از آن دو روز ديگر هم با مردم نماز گزارده است . آنگاه پيامبر ( ص ) رحلت فرمود ، برخى مى گويند پيامبر ( ص ) دو شب باقى مانده از صفر رحلت فرموده است و اين گفتارى است كه شيعيان بر آن عقيدهاند ولى بيشتر مورخان بر اين عقيدهاند كه پيامبر ( ص ) چند روزى از ماه ربيع الاول گذشته بود كه رحلت كرد .
درباره مرگ آن حضرت هم اختلاف شد عمر آن را انكار كرد و گفت پيامبر هرگز نمرده است [ ] بلكه غيبتى كرده است و به زودى برمى گردد . ابوبكر او را از اين گفتار بازداشت و براى او آيات قرآن را كه متضمن معنى مرگ پيامبر ( ص ) بود خواند و عمر از عقيده خود به عقيده ابوبكر برگشت .
مسلمانان درباره اينكه پيامبر ( ص ) را كجا به خاك بسپرند اختلاف نظر پيدا كردند برخى چنان مصلحت ديدند كه او را در مكه دفن كنند كه زادگاهش بوده است ، برخى گفتند : بدون ترديد او را در مدينه در بقيع يا كنار شهيدان احد به خاك مى سپاريم و سرانجام بر آن اتفاق كردند كه جسد پيامبر را در همان حجره كه قبض روح شده است به خاك بسپرند ، و گروه گروه و بدون اينكه كسى بر آنان امامت كند بر جنازه آن حضرت نماز گزاردند . گفته شده است على عليه السلام چنين پيشنهاد كرد و از او پذيرفتند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤٧