تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( شرح تبصره علامه حلى ) ( فارسى ) — صفحة 295
الرابعة : في لبس المخيط شاة و ان كان لضرورة الخامسة : في حلق الشعر شاة او اطعام عشرة مساكين لكلّ مساكين مدّ او صيام ثلاثة ايام و ان كان مضطراً السادسة : في نتف الابطين شاة و في احدهما اطعام ثلاثة مساكين و لو سقط من رأسه او لحيته شيء بمسّه تصدق به كف من طعام و ان كان في الوضوء فلا شيء عليه دو دست را يك جا بگيرد مثلًا صبح و ناخنهاى پاها را در جاى ديگر بگيرد بايد عوض هر كدام جداگانه يك گوسفند فديه دهد پس دو گوسفند بايد بپردازد و اگر مجتهدى فتوى داد و محرم به فتوى او ناخن گرفت چنانچه خون بيايد بايد مفتى يك گوسفند كفاره بدهد چون او باعث شده و مقلّد مقصر نيست . مسأله چهارم : هرگاه مردى در حال احرام جامهء خياطى شده [ دوخته ] بپوشد چه اختيارى باشد و يا اضطرارى بايد يك گوسفند كفاره دهد . مسأله پنجم : هرگاه كسى در حال احرام سر بتراشد چه اختيارى و يا براى ضرورت بايد كفاره دهد و مخير است ميان يكى از سه كار : 1 - يا بايد يك گوسفند فديه دهد . 2 - و يا بايد ده نفر فقير را اطعام كند آن هم براى هر نفر يك مد طعام . 3 - و يا بايد سه روز روزه بگيرد . مسأله ششم : اگر موهاى زير هر دو بغلش را بكند [ با دست يا نوره و . . . ] بايد يك گوسفند كفاره دهد و اگر موى زير يك بغل را بكند بايد سه مسكين اطعام كند و اگر با دست كشيدن بر سر و روى موئى از موهاى سر و ريش او جدا شود بايد عوض آن يك مشت طعام [ گندم يا جو و . . . ] صدقه دهد و اگر در حال وضو با كشيدن دست موئى كنده شود موجب كفاره نيست [ چون مجوز شرعى دارد ] .