و الغائط و الرّيح من المعتاد و النوم الغالب على السمع و البصر و ما في معناه
شرح
2 - خروج غائط از مخرج طبيعى انسان يعنى از دُبُر سبب وضو مىشود [ و اگر موضع طبيعى مسدود است خروج غائط يا بول از مجرائى كه به صورت مصنوعى برايش درست كردهاند موجب وضو است ] .
3 - خارج شدن ريح يعنى باد معده از مخرج طبيعى يعنى از دُبُر [ پشت ] موجب وضو است پس خروج آن از جلو زنها موجب وضو نيست [ و فرقى ندارد كه اين بار صدا دار باشد يا بىصدا ] .
4 - خوابى كه بر حواس ظاهرى انسان غلبه نموده و آنها را از احساس و درك بيندازد پس چرت زدن تنها موجب وضو نيست .
[ نكته : نوعاً فقهاء در اين مقام فرمودهاند : خوابى كه بر چشم و گوش غلبه كند ولى مرحوم شهيد ثانى ره در شرح لمعه ج 1 ص 26 مىفرمايند : چشم و گوش خصوصيتى ندارند بلكه ملاك مطلق حواس ظاهرى است منتهى ذكر آن دو براى آنست كه اگر خواب بر اين دو غالب شود بر ساير حواس نيز غالب خواهد بود لذا آن دو را مىآورند .
تازه اهل تحقيق مىگويند : چشم و باصره از اغلب حواس ضعيفتر است و در چرت زدن هم باصره از كار افتاده و لذا وجهى براى ذكر آن نيست آرى قوهء سامعه ذكرش بجا است ، زيرا كه آخرين حسّى است كه اگر از كار افتاد خواب كامل محقّق شده و موجب وضو مىشود و لو يك لحظه باشد ] .
5 - هر آن چيزى كه به منزلهء خواب است كه منظور امورى است كه عقل را زائل مىكنند از قبيل ديوانگى و مستى و بيهوشى اينها نيز موجب وضو هستند [ و سرّ اينكه اين امور به منزلهء خواب هستند آنست كه همانطورى كه در عالم رؤيا عقل انسان فعلًا مدرك نيست و شعورى ندارد همچنين در عوالم جنون و مستى و اغماء هم عقل فعلًا نيست ] .