پس قصد مكن بگناهان شكستن شهوت نفس را ، بدرستى كه طعام قوّت ميدهد خواهشهاى نفس حريص را .
[ بيت 18 ]
18
و النّفس كالطّفل ان تهمله شبّ على * حبّ الرّضاع و ان تفطمه ينفطم
و نفس مانند كودك است ، اگر رها كنى او را حريص شود بر دوستى شير خوردن ، و اگر از شير بازگيرى بازشود .
يعنى : اى نفس مخاطب ! طلب مكن كسر شهوت نفس خويش را بگناهان . يعنى شهوت و شرّ نفس امّاره بگناه كردن نمىشكند ، زيرا كه گناه طعام نفس است ، و طعام شهوت نفس حريص را زياد مىكند .
و نفس مانند طفل است ، اگر طفل را با مكيدن شير رها كنى تا بمرتبهء جوانى رسد بلكه تا زمانى كه پير شود و دندانهايش بريزد همچنان شير مكد و به آن عادت مىكند ؛ و اگر منع كنى و بازش دارى ترك گناه نمايد و از آن بازايستد .
النّفس راغبة اذا رغّبتها * و اذا تردّ الى قليل تقنع
[ بيت 19 ]
19
فاصرف هواها و حاذر أن تولّيه * انّ الهوى ما تولّى يصم أو يصم