2 [ بيم دادن از هواى نفس ]
[ بيت 13 ]
13
فإنّ أمّا رتى بالسّوء ما اتّعظت * من جهلها بنذير الشّيب و الهرم
پس بدرستى كه نفس من كه امركننده است ببدى ، پند و وعظ قبول نميكند از نادانى خود به بيم كنندهء پيرى و ناتوانى و سستى .
يعنى : من ملامت عذّال را قبول نمىكنم ، زيرا كه نفس من امركننده است ببدى و از غايت جهل وعظ و نصيحت را از بيم كنندهء شيب و پيرى و ضعف و سستى قبول نميكند ، و حال آنكه نصيحت او بىغرض است . پس اى ملامتگوى نصيحت ترا كه صد شايبهء غرض داشته باشد و صد تهمت بر وى توان نهاد كى قبول خواهد كردن !