ربّ لا تذر على الأرض من الكافرين ديّارا . « 56 » پس بر وفق قول ابو بكر رفت ، و ازيشان فدا فرا گرفتند . و آن قصّه دراز است . و بعد از آن بيشتر از ايشان باسلام در آمدند و هدايت يافتند و از صحابهء كبار شدند !
[ بيت 123 ]
123
يجرّ بحر خميس فوق سابحة * ترمي بموج من الأبطال ملتطم
ميكشد درياى لشكر را بر بالاى اسبان دونده ، و مىاندازد موجى از دليران و پهلوانان جوشزننده و خروشكننده را .
[ بيت 124 ]
124
من كلّ منتدب للّه محتسب * يسطو بمستأصل للكفر مصطلم
[ اين پهلوانان همه اجابت كنندگان دعوت خداى تعالى هستند كه از بهر كسب رضاى خداوند قدم بميدان كارزار نهادهاند ، و حمله ميكنند با سلاحهايى كه كفر را از بيخ و بن برمىكند و زمين را از فساد اهل عناد پاك مىسازد .
يعنى : حضرت رسالت لشكرى را كه همچون درياى خروشان موّاجى است ازين سو به آن سو ميكشد ، و اين لشكريان بر اسبان رهوار كوه پيكر نشستهاند ، اسبانى كه از سرعت رفتار به كشتى مىمانند كه
هامش
( 56 ) . ذيل آيهء 26 سورهء نوح .