تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
معركه‌اى ، تا حدّى كه مشابه شدند به نيزه به گوشت بر كناره « 52 » آويخته . يعنى : ترسانيد دلهاى دشمنان را خبرهاى بعثت و رسالت حضرت رسالت ، مانند آوازى كه بترساند رمهء گوسفندان را . و هميشه حضرت پيغمبر با لشكر اسلام به لشكر كفّار مىپيوست در معارك ، و علىالدّوام با ايشان محاربه ميكرد ، تا حدّى كه مشابه شدند كافران بر سرنيزه‌هاى بهادران « 53 » اسلام به گوشتها كه بر كناره آويخته باشد . يعنى اعضاى وجود و جوارح كفار بر سر نيزهء اهل اسلام همچون گوشت پاره‌ها بود بر سر كناره از بس كه در دست اهل اسلام كشته مىشدند . 120

[ بيت 120 ]

ودّوا الفرار فكادوا يغبطون به * أشلاء شالت مع العقبان و الرّخم
و دوست داشتند گريختن را ، و نزديك شدند كه تمنّا برند بگريختن بر گوشت پاره‌هايى كه مرتفع شوند بر سرنيزه با عقابها و هماىها . يعنى : دوست داشتند كافران گريختن از لشكر اسلام را ، پس ايشان نزديك شدند به آنكه تمنّا برند بگريختن خود كه ايشان
هامش
( 52 ) . در برهان قاطع گفته : « كناره بفتح اوّل . . . قلاب آهنين را نيز گويند ، و معرب آن قناره است و قناره در لغت هر چيز را گويند كه بر آن چيزها آويزند ، و در اصطلاح قلاب را گويند ، خصوصا قلابى كه قصابان بر آن گوشت بند كنند » ( 53 ) . در برهان قاطع گفته : « بهادر بضم دال ابجد بر وزن تياسر شجاع و دلير بكمال باشد » .
شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 108 | مؤلف مجهول