بعد از ان كه بنى فزاره بازگرديده بودند ، لشكر زيد كه باز مانده بودند ، بيامدند و زيد را از ميان كشتگان طلب كردند و وى را برداشتند و باز مدينه آوردند . و زيد بن حارثه سوگند خورد * كه چون وى بهتر شود از آن زخمها ، از جنابت سر نشويد تا پيشتر بغزو بنى فزاره شود .
پس چون وى بهتر شد و آن زخمها سر باز هم آورد ، دستور [ 1 ] خواست از پيغمبر ، عليه السّلام ، و لشكرى بر گرفت و روى در قبيلهء بنى فزاره نهاد و در وادى القرى به ايشان رسيد و مصاف داد ، و اين بار [ 2 ] ايشان را بهزيمت كرد و بسيار از ايشان بقتل آورد و از زن و مرد ايشان بسيار أسير كرد و ايشان را با خود به مدينه آورد [ 3 ] .
بيست و دوم ، عبد اللّه بن رواحه را بفرستاد با چند تن ديگر از صحابه ، خاص از بهر آنكه يسير بن رزام [ 4 ] را بقتل آورند . يسير بن رزام سردار يهود بود و در نزديك خيبر نشستى ، و در بند آن بود كه از هر قبيلهاى لشكرى جمع كند و بجنگ پيغمبر ، عليه السّلام ، آيد . بعد از ان سيّد ، عليه السّلام ، عبد اللّه بن رواحه با چند تن ديگر از صحابه بفرستاد تا وى را بقتل آورند . و از جملهء ايشان كه با عبد اللّه بن رواحه بودند ، يكى عبد اللّه بن أنيس بود كه حكايت وى از پيش رفت [ 5 ] . پس عبد اللّه بن رواحه با آن جماعت صحابه برخاستند و به خيبر آمدند پيش يسير بن رزام . و عبد اللّه بن رواحه در جاهليّت با وى دوستى داشت ، چون بيامد ، با يسير بن رزام بنشست بخلوت و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و مج : دستورى .
[ ( 2 - ) ] روا : امبار .
[ ( 3 - ) ] حكايت قتل أم قرفه در اين سريه آمده است ( متن عربى ج 4 ص 265 ) . بدون تاريخ در متن عربى و در مغازى واقدى ( ج 1 ص 5 و ج 2 ص 564 ) : رمضان سال ششم .
[ ( 4 - ) ] در اصل همه جا : ياسر بن رزام ، و بر طبق متن عربى ج 4 ص 266 ضبط شد ، و در واقدى ( ج 2 ص 566 ) أسير بن زارم .
[ ( 5 - ) ] ص 1065 همين نسخهء چاپى .