تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 1081

مساهمون:

ص١٠٨١
نوزدهم [ 1 ] ، زيد بن حارثه را بر بنى سليم فرستاد ، از بهر قومى كه آن را جموم گفتندى [ 2 ] . بيستم ، زيد [ بن ] حارثه را بغزو قبيلهء جذام فرستاد . و سبب اين غزو آن بود كه : دحية [ بن خليفة ] الكلبى را برسالت از بر قيصر روم مىآمد كه سيّد ، عليه السّلام ، او را فرستاده بود ، و چون بنزديك قبيلهء جذام رسيده بود ، گروهى از اين قبيله بر وى زدند و او را غارت كردند و مال بسيار با وى بود و همه از وى بستدند ، و آن كس كه دحيه را غارتيده بود او را هنيد مىگفتند و پسر هنيد بود و او را عوص بن هنيد گفتندى . و قبيلهء جذام بيشتر آن بودند كه مسلمان شده بودند ، و چون خبر بيافتند كه دحية را بغارتيدند ، برنشستند ، و بيامدند و مالهاى وى جمله از هنيد و پسرش باز ستدند و باز وى دادند . پس دحية بن خليفة الكلبى چون به مدينه رسيد ، حكايت هنيد و پسرش كه او را غارت كرده بودند با سيّد ، عليه السّلام ، باز كرد . و از سيّد ، عليه السّلام ، درخواست تا لشكرى بفرستد و هنيد و پسرش به عوض آن بقتل آورند ، و قوم وى را غارت كنند و ايشان را أسير كنند و به مدينه آورند ، و برفتند با لشكر و همه را غارت كردند و اسير كردند و به مدينه آوردند [ 3 ] . بيست و يكم ، هم غلام [ خود ] زيد [ بن ] حارثه را بغزو بنى فزاره [ 4 ] فرستاد و مصافى سخت بكردند ، و از لشكر زيد [ بن ] حارثه بسيارى بقتل آوردند ، و او را نيز زخمهاى بسيار بزدند ، چنان كه او را از اسب درافگندند و از سر وى باز نگرديدند تا آنگاه كه پنداشتند كه وى را نيز بكشتند [ 5 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل و ساير نسخها هفدهم ، در اين شماره و شمارىهاى بعدى از مج متابعت شد . [ ( 2 - ) ] بدون تاريخ در متن عربى ، و در مغازى واقدى ( ج 1 ص 5 ) : ربيع الاخر سال ششم . [ ( 3 - ) ] بدون تاريخ در متن عربى ، و تفصيل آن در ج 4 ص 260 تا 265 آمده است ، و در مغازى واقدى ( ج 1 ص 5 و ج 2 ص 555 ) : جمادى الاخره سال ششم . [ ( 4 - ) ] در اصل : بغزو بنى وسم و بنى فزاره ، و بمتابعت از متن عربى ج 4 ص 265 بر طبق روا و مج ضبط شد . [ ( 5 - ) ] روا و ايا و ط و پا : بكشته‌اند .