و أبيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للأرامل [ 1 ]
سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، گفت : بلى اين مىخواهم ، و بدان كه اين مصراع يك بيت است كه أبو طالب در مدح پيغمبر ما ، عليه الصّلاة و السّلام ، بگفته است در اين قصيده كه از پيش گفته شد . و معنى اين يك بيت آنست كه أبو طالب گفت : نيكو روى است روى محمّد و مبارك طلعتى كه بحرمت روى او باران خواهند از خداى تعالى در سالهاى قحط ، حق تعالى بحرمت روى وى باران فرستد و قحط و تنگى از ميان مردم بردارد و رخص و نعمت بازديد آورد .
پس چون سيّد ، عليه السّلام ، به مدينه آمد ، و قحط و تنگى پيدا شد و مردم شكايت كردند و پيغمبر ، عليه السّلام ، دعا كرد و حق تعالى باران بفرستاد و آن قحط و تنگى از أهل مدينه برخاست و رخص و نعمت پيدا شد و دعوى كه أبو طالب در حقّ سيّد ، عليه السّلام ، بكرده بود راست شد ، سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، گفت :
لو أدرك أبو طالب هذا اليوم لسرّه .
گفتا : اگر أبو طالب در چنين روزى مانده بودى و روزى چنين بديدى ، كه دعوى وى در حقّ من و مدح من راست شده بودى و كرامتى كه از من ياد كرده بود بحاصل آمده بودى ، او را عظيم خوش آمدى و شاد شدى .
باز آمديم بسر حكايت سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، با قريش :
پس در آن سال كه قافلهء حاجّ باز گرديد ، ذكر پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، در جمله ولايت [ 2 ] عرب منتشر شد و مردم اطراف از آشكارا
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : الارامل .
[ ( 2 - ) ] روا : قبايل .