تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
آمده بود ، در مدينه قحطى سخت پيدا شد ، چنان كه اهل مدينه بشغلى پيش پيغمبر آمدند و حكايت و شكايت حال بكردند و از وى درخواستند تا بصحرا بيرون آيد و از حقّ تعالى درخواهد تا باران فرستد . سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، از بهر استسقا بصحرا بيرون آمد و بر منبر رفت و دعا كرد . حق تعالى در حال باران فرستاد ، چنان كه چند روز ابر از آسمان نمىشد و شب و روز مىباريد [ 1 ] ، از بسيارى كه بباريد اهل مدينه ديگر بار از دست باران بشكايت پيش رسول ، عليه السّلام ، آمدند و گفتند : يا رسول اللّه ، نزديك شد تا مدينه خراب شود از باران ، دعا كن [ 2 ] ، تا حق تعالى به قدر كفايت فرو فرستد ، آنگه سيّد ، عليه السّلام ، دعا كرد و گفت : اللّهمّ حوالينا و لا علينا . گفت : بار خدايا ، باران به اندازه فرست ، چنان كه صحراى [ 3 ] مدينه سيراب گردد و بناهاى مدينه خراب نگردد ، پس در حال ابر از آسمان گشوده شد و باران از زمين باز ايستاد ، و پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بعد از ان روزى [ 4 ] با صحابه بيرون مدينه * رفت و حوالى مدينه را ديد ، همه كوه و صحرا سبز شده و خرّم از آثار بارندگى . آنگه روى در صحابه آورد و گفت : لو أدرك أبو طالب هذا اليوم لسرّه . گفت : اگر أبو طالب ، عمّ من اين چنين روزى بيافتى عظيم خرّم شدى [ 5 ] . يكى از صحابه گفت : يا رسول اللّه ، مگر تو بدين سخن آن مىخواهى كه أبو طالب در مدح تو بگفته است :
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : بر نمىخاست و شب و روز باران مىآمد . [ ( 2 - ) ] روا : + كه از باران در زحمتيم . [ ( 3 - ) ] روا : صحراهاى . [ ( 4 - ) ] روا : يك روز . ساير نسخ : يك دو روز . [ ( 5 - ) ] روا : روزى دريافتى خرم و شادمانه شدى .