تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
او را ابن الوزير مغربى [ 1 ] 1 گفته‌اند ، و در فضل و هنر نظير خود نداشت ، و در زهد و ورع چون خود كسى بنگذاشت ، و وى اين كتاب سيرت بر مثال قرآن بر سى جزو منقسم كرده بود [ 2 ] و هر بامداد چون از درس قرآن فارغ شدى چهار جزو از ان مطالعه كردى ، پس بكارى ديگر مشغول گشتى . بعد از تمهيد اين مقدّمات بدان كه در سنهء اثنى عشر [ 3 ] و ستّمائة ، چون ما را از جانب شام بفارس معاودت افتاد ، و در شهر ابرقوه به خدمت پادشاه اسلام ، ملك تاج بخش ، سلطان سليمان وش ، مظفّر الدّنيا و الدّين ، سعد بن زنگى اتابك ، خلّد اللّه سلطانه و أبقى على كافّة المسلمين ظلاله ، رسيديم [ 4 ] و عهد دعا و رسم ثنا در حضرت وى تازه و مجدّد كرديم [ 5 ] ، هم در آن مجلس كه اين اتّفاق حاصل شده بود ، و اين توفيق و شرف مساعد گشته بود ، ذكر كتاب سيرت پيغمبر ما ، عليه الصّلاة و السّلام ، كه ما را استماع افتاده بود در صوب مصر ، برفت و بعد از ان پادشاه اسلام ، دام ظلّه * ، از حسن اعتقاد ، به حكم زيارت و تبرّك ، نسخهء سماع كه اين ضعيف داشت ، بر دست گرفت و در ان نظرى مىكرد ، و بر لفظ اشرف براند كه اين كتاب را ترجمه‌اى بايد تا مطالعت ما را بشايد . چون بر لفظ گهربارش برفت اين خطاب ، اگر چه ما هنوز از رنج سفر نياسوده بوديم و غبار حلّ [ 6 ] و ترحال بتمامى از خود نشسته بوديم ، واجب ديديم مثال پادشاه را بقدم امتثال پيش باز رفتن ، و طلبهء او را بدست إسعاف و إنجاح برگرفتن ، و خود را سخرهء مراد وى ساختن . پس
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ : المغربى . [ ( 2 - ) ] روا : و وظيفه ساخته بود و . [ ( 3 - ) ] ايا : اثنى و عشرين و ستمائة . بر طبق صفحهء 105 مقدمهء مصحح رفيع الدين ابو محمد اسحاق بن محمد بن المؤيد بن على بن اسماعيل بن ابى طالب همدانى الاصل ابرقوهى المسكن در 622 در مصر بوده و در 623 در همانجا وفات يافته است . [ ( 4 - ) ] در اصل : رسيدم . [ ( 5 - ) ] در اصل : كردم . [ ( 6 - ) ] در اصل : خاك و در حاشيهء آن بطور نسخه بدل : خط .