همهء جنبشها و توانمنديها براى توست ، و توئى آن ذات كامل يگانهاى كه هيچ معبود به حقى جز تو نيست ، دلهاى اوليائت را اقامتگاه مشيت خود و كمينگاه اراده خويش ساختهاى ، و انديشههاى آنان را پايگاههاى اوامر و نواهى خود قرار دادهاى ، پس هرگاه خواستههاى خود را بخواهى ( اجرا كنى ) ، از باطن آنان آن نهفته ( بصيرت و همت ) ها را كه پوشيده داشتهاى به جنبش آورى و از ارادهء خود آنچه را كه در پيمانهاى ( فطرى ) به آنان آموختهاى بر زبانشان - بواسطهء انديشههايى كه تو را مىخوانند و با حقايق عطيههاى تو به سوى تو دعوت مىكنند - آشكار نمايى . و من به سبب تعليم تو مىدانم آن ( حقايق و اسرارى ) را كه در برابر ارائه آن به من ، و پناهنده ساختن من به آن ، تنها تو ( پسنديده و ) مورد سپاسم هستى .
بار الها ! با اين همه باز به تو پناه مىبرم ، و دست به دامن حول و قوهء تو مىشوم ، به آن داوريى كه در علم خود آن را به سوى من راندهاى خشنودم ، به همانگونه كه مرا به جريان انداختهاى در جريانم ، آنچه را تو از من منظور داشتهاى قصد مىكنم ، در آنچه تو را از من خشنود سازد بخل نمىورزم ، زيرا آن را تو خوشايندم ساختهاى ، و تلاش خود را از آنچه مرا به آن فرا خواندهاى دريغ نمىدارم ، به آن اهداف بلندى كه به من شناساندهاى شتاب مىگيرم ، در آن راهى كه مرا روشن ساختهاى ره مىپويم ، در آن آيينى كه مرا بصيرت بخشيدهاى روشنم ، آنچه را كه به نگهدارى آن مرا واداشتهاى نگهبانم ، پس مرا از نگهدارى خود ، به خويش مسپار و از حوزه عنايت خود بيرون ميفكن و از حول ( و توانبخشى ) خود پس ميانداز ، و از آن مقصدى كه با آن به خواسته تو مىرسم خارج مساز و راه كمالم را بصيرت قرار ده ، و هدف نهايى خلقتم را بر هدايت خود بنا كن ، و راه و روشم را بر رشد ، بنيانگذار تا ( بدين وسيله ) مرا به آرزويم و آرزويم را به من برسانى ، و مرا به آن ( قلّهء بلند قرب و كمال ) كه از من خواستهاى و براى آن آفريدهاى و به آن پناهم دادهاى ، فرود آورى .
خدايا ! اولياء خود را به سبب من در فتنه ( و سختى ) ميفكن و به رحمت خود . آنان را در سايه نعمت ( معرفت و عبوديت ) خود شيداى رحمت ( خاصّه ) خويش ساز ، شيداى گزيده و
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 851
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٨٥١