عرض كرد : شهادت مىدهم كه چنين كسى سعادتمند است .
از سخنان حكيمانهء او
[ 827 ] - 10 - شريح بن هانى گويد : امير مؤمنان عليه السّلام از فرزند خود ، حسن بن على عليهما السّلام پرسيد :
فرزندم عقل چيست ؟ عرض كرد : نگهدارى دلت ، آن امانتى را كه به آن سپردهاى .
فرمود : دورانديشى چيست ؟ عرض كرد : آنچه را كه موقعيّت مناسب مىطلبد ، انتظار برى ، و آنچه را كه در دسترس خود بينى ، شتابان دريابى .
فرمود : سرفرازى چيست ؟ عرض كرد : زيان ديده را بار بردارى و مكارم اخلاق را به سامان رسانى .
فرمود : گذشت و بزرگوارى چيست ؟ عرض كرد : درخواستكننده را پاسخ در خور ، گويى و بخشنده را عطا كنى .
فرمود : آزمندى و تنگ نظرى چيست ؟ عرض كرد : ( هزينهء ) اندك را ولخرجى دانى و آنچه را انفاق كردهاى از دست رفته پندارى .
فرمود : دزدى و چپاولگرى چيست ؟ عرض كرد : اينكه كم ( ديگران ) را براى خود جويى و ناچيز ( خود ) را ( از ديگران ) بازدارى .
فرمود : زحمت ( و دردسر ) چيست ؟ عرض كرد : به دامن كسى كه تو را ايمنى نبخشد چنگ زنى و در آنچه تو را به كار نيايد ، ديده دوزى .
فرمود : نادانى چيست ؟ عرض كرد : پيش از توانمندى بر موقعيّت مناسب چيزى ، شتابزده بر آن بجهى و از پاسخى كه دانى ، خوددارى ورزى .
پسنديده ياورى است آن سكوتى كه بيشتر جاها به يارى آيد ؛ هر چند سخنور باشى .
سپس امير مؤمنان عليه السّلام ، رو به فرزند خود ، حسين عليه السّلام نموده پرسيد : فرزندم ، سرورى چيست ؟ عرض كرد : « كارسازى براى خويشان نمودن و ( جبران ) لغزش آنان را بر عهده گرفتن » « 1 » .
هامش
( 1 ) اصطناع العشيرة و احتمال الجريرة .