عرض كرد : ( با تبختر ) بر تخت تكيه زد و اين آيه را تلاوت نمود . ( و آيه را براى امام خواند ) .
امام عليه السّلام فرمود : « بله ، به خدا سوگند من و يارانم به بهشت بازمىگرديم ، و او و يارانش به آتش » « 1 » .
بنى أميّه
[ 645 ] - 59 - امام حسين عليه السّلام در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود ، شنيد كه مردى با اطرافيان خود سخن مىگويد ، او ( تا امام عليه السّلام را ديد ) صداى خود را بلند كرد تا حسين عليه السّلام نيز بشنود و مىگفت : ما ( بنى اميّه ) با آل ابو طالب در ( فضيلت ) پيامبرى شريكيم تا آنجا كه آن بهرههاى سببى و نسبى كه آنان بردند ما نيز برديم . و امّا در خلافت ، ما بهرههايى برديم كه آنان نبردند ، پس آنان با كدام امتياز بر ما مباهات مىكنند ؟
- آن مرد ، سه بار اين سخن را تكرار كرد .
امام حسين عليه السّلام رو به او نموده فرمود : « من گفتار تو را بار اوّل از روى بردبارى پاسخ ندادم و در بار دوم ، از روى عفو ، امّا در سومين بار پاسخ تو را مىگويم : « از پدرم ( امير مؤمنان عليه السّلام ) شنيدم مىفرمود » « 2 » : در ضمن أحاديث قدسى كه خداى سبحان بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله نازل فرمود ، آمده است : هرگاه قيامت كبرى برپا شود ، خداى متعال ، بنى أميّه را به صورت ريزه مورچگان ( كه ناديدنى و ناچيزند ) محشور مىكند ، مردم آنان را زير پا مىگيرند تا از حساب فارغ شوند ، سپس بنى أميه را مىآورند و به حساب آنان رسيدگى مىكنند ، و ( سرانجام ) به سوى آتش كشانده مىشوند .
آن مرد أموى نتوانست پاسخى گويد و ( برخاست و ) رفت ، در حالى كه از شدّت خشم به خود مىپيچيد .
هامش
( 1 ) نعم و اللّه رددت أنا و أصحابي إلى الجنّة ، و ردّ هو و أصحابه إلى النّار .
( 2 ) انّي كففت عن جوابك في قولك الأوّل حلما ، و في الثّاني عفوا ، و امّا في الثّالث فانّي مجيبك ، انّي سمعت أبي ، يقول صلّى اللّه عليه و آله :