بفروشد .
امام عليه السّلام فرمود : « چرا ، مقدارى جلوتر ، منزل است » « 1 » .
پس يك ميل راه رفتند كه آن سياهپوست پيدا شد .
حضرت عليه السّلام به غلام خود فرمود : « اين همان مرد است ، اكنون ( برو ، و ) روغن را از او بگير و قيمتش را بپرداز » « 2 » ، غلام روغن را گرفت و قيمت آن را پرداخت پس پرسيد اين روغن را براى چه كسى مىخواستى ؟
گفت : براى حسين بن على عليه السّلام .
گفت : مرا خدمت حضرت عليه السّلام ببر ، چون خدمت امام عليه السّلام رسيد سلام گفت و عرض كرد : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله من غلام شمايم ، براى اين دوا پولى نمىگيرم ولى از خداوند بخواه كه پسرى سالم و دوستدار شما اهل بيت به من روزى فرمايد ؛ من زنم را در حال درد زايمان گذاشته و آمدم .
حضرت عليه السّلام فرمود : « رهسپار منزل شو ، خدا به تو نوزادى پسر و سالم بخشيده است » « 3 » .
به منزل آمد و ديد زن او پسر بچّهاى سالم به دنيا آورده است ، دوباره خدمت امام عليه السّلام برگشت و به خاطر ولادت اين فرزند ، براى امام حسين عليه السّلام دعاى خير نمود .
امام عليه السّلام از آن روغن به پاهاى خود ماليد ، از جاى خود برنخاسته ورم پاها زايل شد .
اهميّت نهى از منكر
[ 637 ] - 51 - امام حسين عليه السّلام فرمود : « براى چشم با ايمانى ، حلال نيست كه ببيند خدا معصيت مىشود و او دگر سو را بنگرد مگر اينكه گناه را دگرگون سازد ( و از بين ببرد ) » « 4 » .
هامش
( 1 ) بلى أمامك دون المنزل .
( 2 ) دونك الرّجل فخذ منه الدّهن و اعطه الثّمن .
( 3 ) انطلق إلى منزلك فإنّ اللّه قد وهب لك ولدا ذكرا سويّا .
( 4 ) كان لا يحلّ لعين مؤمنة ترى اللّه يعصى ، فتطرق حتّى تغيّره .