نيرنگ معاويه
[ 646 ] - 60 - معاويه گفت : سزاوار نيست كه « هاشمى » جز « بخشنده » باشد ، و « اموى » جز « بردبار » و « زبيرى » جز « شجاع » و « مخزومى » جز « خودستا » اين سخن به امام حسين عليه السّلام رسيد ، فرمود : « خدا او را هلاك كند ، ( اين از نيرنگهاى اوست و ) مىخواهد كه بنى هاشم ( بيشتر از ديگران ) ببخشند تا آنچه دارند تمام شود و بنى أميّه بردبارى پيشه كنند تا وانمود كنند كه مردم را دوست دارند و آل زبير خود را به دلاورى زنند تا از ميان بروند و بنى مخزوم خودستائى كنند تا مردم آنان را دشمن بدارند » « 1 » .
پيشگويى امير مؤمنان عليه السّلام از شهادت او
[ 647 ] - 61 - ابن قولويه از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : امير مؤمنان عليه السّلام به امام حسين عليه السّلام فرمود : اى ابا عبد اللّه از دير زمان تو الگو بودهاى ( و يا تو در ازل مايهء تسليت هر مصيبت ديدهاى بودهاى ) عرض كرد : « فدايت شوم ( در هنگام بلا ) حالم چگونه است » « 2 » ؟
فرمود : تو ميدانى آنچه را كه آنان نمىدانند و هر عالمى از علم خود بهره مىبرد ، فرزندم ! پيش از آنكه آن روز فرا رسد شنوا و بينا باش ، سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست بنى أميّه قطعا خون ترا مىريزند ، امّا تو را نمىتوانند از دينت برگردانند و نمىتوانند ياد خدا را فراموشت سازند .
امام حسين عليه السّلام عرض كرد : « سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست ، همين مرا بس است ، و به آنچه خدا فرو فرستاده ايمان دارم و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را تصديق مىكنم و گفتار
هامش
( 1 ) قاتله اللّه ، أراد أن يجود بنو هاشم فينفد ما بأيديهم ، و يحلم بنو أميّة فيتحبّبوا الى النّاس ، و يتشجّع آل الزّبير فيفنوا ، و يتيه بنو مخزوم فيبغضهم النّاس .
( 2 ) جعلت فداك ما حالي ؟