فرمود : محبوبان من ، جانان من ! اكنون كشتى گرفتن شما مناسب نيست برويد خط بنويسيد ، هر كه خطش زيباتر باشد زور او هم بيشتر است .
رفتند و هر كدام يك سطر نوشتند و آن را خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورده به او دادند تا ميان آن دو داورى كند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله لحظهاى به آن دو نگريست و نخواست هيچ يك را برنجاند .
از اين رو فرمود : حبيبان من : من مكتب نرفته و خط ننوشتهام ، برويد نزد پدر خود تا او ميان شما داورى كند و ببيند خط كداميك زيباتر است .
رهسپار شدند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز برخاسته همراه آنان به خانه فاطمه عليها السّلام وارد شد . ساعتى بعد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلمان فارسى از منزل بيرون آمدند ، ميان من و سلمان دوستى و علاقهاى بود ، پرسيدم ، پدر آنان چگونه داورى كرد ، خط كدام يك زيباتر بود ؟ سلمان گفت :
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ميان آن دو داورى نفرمود زيرا انديشيد و ( با خود ) گفت : اگر بگويم : خط حسن زيباتر است حسين عليه السّلام مىرنجد و اگر بگويم : خط حسين عليه السّلام زيباتر است حسن عليه السّلام ناراحت مىشود . از اين رو آنان را نزد پدرشان فرستاد .
گفتم : سلمان ! به حق آن دوستى و برادرى ميان من و تو و به حق دين اسلام ، بگو تا بدانم پدرشان چگونه داورى فرمود ؟
گفت : چون خدمت پدر خود رسيدند و او حال آنان را ديد دلش سوخت و نخواست دل يكى را بشكند ، از اين رو فرمود : سراغ مادر خود برويد ، او ميان شما داورى مىكند ، پس خدمت مادر خود رسيده ، آنچه را نوشته بودند به او ارائه داده عرض كردند : « مادر جان ! جدّم فرمان داد هر يك چيزى بنويسيم تا اگر يكى از ما خطش زيباتر بود روشن شود زورش نيز بيشتر است ، ما هم نوشتيم و آن را خدمت او برديم او ما را نزد پدرمان فرستاد ، پدر نيز داورى نفرمود و ما را ( براى داورى ) نزد شما فرستاد » « 1 » .
هامش
ادامهء پاورقى از صفحهء قبل قوّة من الآخر ؟
( 1 ) يا أمّاه إنّ جدّنا أمرنا أن نتكاتب فكلّ من كان خطّه أحسن تكون قوّته أكثر ، فتكاتبنا و جئنا إليه فوجّهنا إلى أبينا فلم يحكم بيننا و وجّهنا إليك .