تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
آنان با قرآنند و قرآن با آنان است ، نه آنها از قرآن جدا مىشوند و نه قرآن از آنها ، خدا توسط آنان ، امّت مرا يارى مىرساند ، و امّت من به خاطر آنان باران مىبينند و با اجابت دعاى آنان ، بلاها از ايشان بر طرف مىشود . عرض كردم : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! آنان را نام ببر . فرمود : اين فرزندم - و دست خود را بر سر حسن نهاد - سپس اين فرزندم - و دست خود را بر سر حسين نهاد - سپس فرزند اين فرزندم - باز دست خود را بر سر حسين نهاد - سپس فرزند فرزندش كه همنام من است و نام او محمّد است كسى كه شكافندهء علوم من و خزانه دار وحى خداست ، ( على بن الحسين ) در حيات تو زاده مىشود ( و تو او را مىبينى ) ، سلام مرا به او برسان سپس رو به حسين عليه السّلام نموده فرمود : محمّد بن على هم در حيات تو زاده مىشود ( و تو او را مىبينى ) ، سلام مرا به او برسان . سپس اى ( على ) ، برادرم ! ساير دوازده امام از نسل تو . عرض كردم : اى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آنان را نيز نام ببر ، پس يكايك آنان را با نام برايم بازگفت . به خدا قسم اى فرزند هلال ! مهدى اين امّت كه زمين آكنده از ظلم و جور را پر از عدل و داد خواهد كرد از آنان مىباشد به خدا سوگند من ( هم اكنون ) همهء كسانى را كه بين ركن و مقام با او بيعت مىكنند با اسم و نژادشان مىشناسم . ( سليم بن قيس گويد : ) پس از شهادت حضرت امير عليه السّلام ، ( روزى ) در مدينه ، حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام را ملاقات كردم و همين حديث را كه از پدر بزرگوارشان بود براى آنان بازگو نمودم پس فرمودند : « راست مىگويى ، ما در محضر پدر خود على عليه السّلام نشسته بوديم كه اين حديث را براى شما نقل فرمود ، و ما عين جريان را همانگونه كه پدرمان براى تو نقل فرمود ، بىكم و زياد ، از ( جدمان ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بخاطر داريم » « 1 » . سليم گويد : سپس ( روزى ، امام ) على بن الحسين را زيارت كردم در حالى كه نزد او ( فرزندش ، امام ) محمّد بن على حضور داشت ، پس همين حديث را كه از پدر و عمويش ، و
هامش
( 1 ) صدقت قد حدّثك ابونا علىّ بهذا الحديث و نحن جلوس ، و قد حفظنا ذلك عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كما حدّثك أبونا سواء لم يزد و لم ينقص .