گفتم : به خدا سوگند هر آنچه گفتم براستى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم .
معاويه گفت : اى حسن ، اى حسين ، اى ابن عبّاس ، فرزند جعفر چه مىگويد ؟
ابن عبّاس گفت : اگر به آنچه او گفت باور ندارى سراغ كسانى [ بفرست ] كه نام آنها را برد و از آنان جويا شو ، معاويه عمر بن ابى سلمه و اسامة بن زيد را طلبيد ( همين كه حاضر شدند ) از آنان ماجرا را پرسيد . آنان شهادت دادند كه ابن جعفر هر چه گفته به همانگونه ما از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيديم .
معاويه با انكار و نيشخند گفت : اى فرزند جعفر ، دربارهء حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام و پدر آنان ( فضايل را ) شنيديم اكنون بگو درباره مادرشان چه شنيدهاى ؟
گفتم : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مىفرمود : در بهشت جاويد ، جايگاهى از جايگاه من شريفتر و بهتر و نزديكتر به عرش پروردگارم نيست و همراه من سيزده نفر از اهل بيت من مىباشند ، برادرم على ، دخترم فاطمه ، دو فرزندم حسن و حسين ، و نه نفر از فرزندان حسين : آنان كه خدا ، پليدى را از آنان زدوده و به پاكى ويژهاى پاكشان ساخته است ، آنان هدايتگرانىاند كه خود ( از جانب خدا ) هدايت گشتهاند ، و من از خدا پيام را مىرسانم و آنان از من پيام را ابلاغ مىكنند ، و آنان حجّتهاى خدا بر خلقش ، گواهان او در زمينش و خزانه داران او بر علم و معادن حكمتش مىباشند ، هر كس آنان را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است و هر كس آنان را نافرمانى كند خدا را نافرمانى كرده است ، زمين به اندازهء يك چشم به هم زدن جز با بقاى آنان باقى نمىماند و نيز جز با آنان سامان نمىپذيرد . به امّت اسلامى از حلال و حرام دينشان خبر مىدهند ، آنان را با امر و نهى واحد بر رضاى پروردگارشان راهنمايى مىكنند و از غضب او بازمىدارند ، در آنان اختلاف و پراكندگى و كشمكش نيست ، آخرين آنان با دست خود همان ( صحيفهء نورانى ) املاء من و خط برادرم على را مىگيرد كه اولين آنان گرفته است ، تا روز قيامت آن را از همديگر به ارث مىبرند ، همهء مردم زمين در فشار ( آمال ) و غفلت و سرگردانى و تحيّر به سر مىبرند ، جز آنان و پيروان و دوستداران صميمى آنان ، در هيچ امر دينى خود به هيچ يك از امّت نيازمند نيستند در حالى كه امت به آنان نيازمندند ، خداى سبحان در كتاب خود ( از واژهء اولى الامر )
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 678
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٦٧٨