سپس به آن منافقان كينهتوز فرمود : شما هم دستان خود را دراز كنيد و از آن تناول نماييد . همين كه آنان دستان خود را دراز نمودند ، انارها ( كه بر شاخهها بودند ) خود را بالا كشيدند و هرگاه يكى از ايشان دست به سوى انارى مىبرد انار خود را از دسترس او دور مىكرد ، پس چيزى از انارها نصيبشان نشد ، عرض كردند : « 1 » اى امير مؤمنان عليه السّلام چگونه است كه برادران ما دستهايشان به انارها رسيد و چيدند و خوردند امّا دست ما به هيچ انارى نمىرسد ؟
حضرت عليه السّلام فرمود : بهشت هم اين گونه است به آن دسترسى پيدا نمىكنند جز دوستداران و اولياء ما و از آن دور نمىشوند مگر كينهتوزان و دشمنان ما .
« سپس از پيش حضرت عليه السّلام بيرون شدند و ( شگفت زده ) گفتند : اين جريان ، از جادوهاى كم نظير على بن ابى طالب عليه السّلام است » « 2 » .
سلمان گفت : چه مىگوييد ؟ ! « آيا اين ( آيت بزرگ آسمانى ) سحر است يا شما چشم بصيرت نداريد ( و نمىبينيد ) » « 3 » ؟ !
نگار « علىّ ولى اللّه » بر انگشتر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
[ 571 ] - 9 - زيد بن على ، از پدر بزرگوار خود امام سجّاد عليه السّلام ، از امام حسين عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله انگشترى را به على عليه السّلام سپرد تا بر نگين آن نقش « محمّد بن عبد اللّه » را حك كند . على عليه السّلام آن را گرفت و به نقاش سپرد و فرمود : بر آن نقش ( محمّد بن عبد اللّه ) را حك كن پس نقاش دست به كار حك شد پس دستش خطا كرد و بر
هامش
( 1 ) بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، و تناولنا و أكلنا رمّانا لم نأكل قطّ شيئا أعذب منه و أطيب . ثمّ قال للنّفر الّذين هم مبغضوه ، فمدّوا أيديهم فارتفعت ، و كلّما مدّ رجل منهم يده إلى رمّانة ارتفعت ، فلم يتناولوا شيئا ، فقالوا :
( 2 ) فلمّا خرجوا قالوا : هذا من سحر علي بن أبي طالب قليل !
( 3 )أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَطور : 15 .