فردى اقتضا مىكرد ) سخن مىگفت و ( قهرا ) هيچ ذكرى را به زبان نمىراند . و مىفرمود :
اين براى او ذكر به حساب مىآيد و اين ذكر دژ ايمنى اوست تا آنگاه كه در بستر خود قرار گيرد ، پس چون در بستر خود جاى مىگرفت مثل همان نيّت و سخن صبحگاهى را بر زبان مىراند و تسبيح خود را زير سرش مىنهاد ( و مىخفت ) باز اين كار ، تا صبح براى او ذكر به شمار مىآمد ( امام سجّاد عليه السّلام فرمود : ) پس من هم با اقتدا به جدّم ( هر روزه ) همين كار را انجام مىدهم .
رياضت على عليه السّلام
[ 568 ] - 6 - در كتاب « ذخيرة الملوك » سيد على همدانى « قدس اللّه سره » آمده است كه : على عليه السّلام در مسجد كوفه اعتكاف گرفته بود ، هنگام افطار ، عربى باديهنشين در آمد ، حضرت عليه السّلام آرد جو بريان شده را از خورجين بيرون آورد و مقدارى از آن را به او بخشيد اعرابى ( خوشش نيامد و ) آن را نخورد و آن را در گوشه عمامه خود گره زد و به خانهء حسنين عليهم السّلام آمد آنان افطار كرد . پس به آنان گفت : در مسجد پيرمرد غريبى را ديدم كه گرسنه بود و غير اين آرد جو بريان شده پيدا نكرد دلم به حالش سوخت . از اين خوراك براى او مىبرم تا از آن بخورد . حسنين عليهم السّلام گريستند و اظهار داشتند ، « او پدر ما امير مؤمنان على عليه السّلام است كه با اين رياضتها با نفس خود مبارزه مىكند » « 1 » .
شجاعت على عليه السّلام
[ 569 ] - 7 - عمرو حبشى از امام حسين عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « هيچ پرچمى كه در زير آن با امير مؤمنان عليه السّلام بجنگند وارد ( معركه ) نشد مگر آنكه خداى متعال آن را سرنگون ساخت و افراد ( زير ) آن شكست خورده و خوار گشتند و امير مؤمنان عليه السّلام با شمشير ذو الفقار خود هيچكسى را نزد كه ( بتواند ) نجات يابد ، و هرگاه مىجنگيد ، جبرئيل از جانب راست او و ميكائيل از جانب چپ او ، و فرشتهء مرگ ( عزرائيل ) از پيش روى او ، ( او را همراهى
هامش
( 1 ) انّه أبونا أمير المؤمنين علىّ يجاهد نفسه بهذه الرّياضة .