تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
ابن صوريا گفت : جبرئيل در ميان فرشتگان با ما يهود دشمن است ! با فرمان قتل و سختى و جنگ نازل مىشود . فرشته ما ميكائيل است كه با فرمان شادى و آسودگى فرود مىآيد . اگر آن فرشته پيام‌آورت ميكائيل بود ما به تو ايمان مىآورديم ! زيرا ميكائيل سلطنت ما را تقويت مىكند و جبرئيل آن را نابود مىسازد ، از اين رو او دشمن ما ( يهود ) است . اينجا سلمان فارسى ( كه حضور داشت ) سؤال كرد : آن ماجرايى كه دشمنى ميان شما و جبرئيل با آن آغاز شد چه بود ؟ عرض كرد : بله اى سلمان ! جبرئيل با ما بارها و بارها دشمنى كرده است ! از دشوارترين آنها بر ما اين بود كه : خدا بر پيامبران ( بنى اسرائيل ) وحى فرستاده بود كه بيت المقدس به دست مردى كه بخت‌نصّر نام دارد ويران خواهد شد و به ما خبر داده بود كه چه زمانى اين حادثه روى مىدهد و اين خداست كه حوادث را يكى پس از ديگرى پديد مىآورد . بنا بر اين ( مىتواند ) آنچه را مىخواهد محو و آنچه را مىخواهد اثبات مىكند . پس همين كه به آن زمان موعود ويرانى بيت المقدس رسيديم ، پدران پيشين ما يك نفر از نيرومندان بنى اسرائيل و دانشمندترين پيامبران خود را كه « دانيال » نام داشت در جستجوى بخت نصر فرستادند تا او را ( بيابد و ) به قتل برساند و اموال هنگفتى نيز همراهش كردند تا آن را در اين راه به كار برد . پس همين كه از پى او رهسپار ( سرزمينها ) شده ( سرانجام ) با او در بابل - در حالى كه هنوز پسر بچّه ناتوان و بينوايى بود و هيچ گونه تاب و توان دفاعى نداشت - برخورد كرد . دانيال او را گرفت تا هلاك سازد . در اين هنگام جبرئيل آمد و مانع شد و به دانيال گفت : اگر پروردگار شما همان كسى باشد كه فرمان هلاكت شما را ( به دست او ) داده است ، او تو را بر او مسلّط نخواهد كرد و اگر اين گونه نيست ( از دست بخت نصر كارى بر نمىآيد ) پس چرا او را مىكشى ؟ در اينجا دانيال از او پذيرفت و بخت نصر را رها كرد و به سوى ما بازگشت و ماجرا را به ما خبر داد . اين بود كه بخت نصر ماند ، توان گرفت و پادشاه شد و با ما جنگيد و بيت المقدس را ويران كرد . از اين رو ما او ( جبرئيل ) را دشمن مىداريم و ميكائيل هم دشمن او است .