نيست و مصيبت ( شهادت ) او - او كه بزرگ است - بزرگ منشىها را آشكار ( و تفسير ) كرد .
امام عليه السّلام فرمود : « عمّه جان ! نگو قريشيان بلكه بگو : مسلمانان را سرافكنده كرد و خوار شدند . عمّه جان ! هر چه مقدّر است خواهد شد و فرمود : آنان مردمى نيستند كه بر فرزند هميشه پيروز جنگها ، ظفر يابند . اين به علم غيب الهى است كه امور مقدّر گشته است » « 1 » .
پس امّ هانى گريان بيرون رفته مىگفت : با رفتن حسين عليه السّلام از مدينه جدّ خود ، تنها امّ هانى ناراحت نيست بلكه از فراق او رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مرقد و منبر نيز گريانند .
نامهء او به بنى هاشم
[ 243 ] - 68 - حمزة بن حمران گويد : از رفتن امام حسين عليه السّلام و ماندن محمّد بن حنفيّه سخن مىگفتيم ، امام صادق عليه السّلام فرمود : حمزه ! من هم اكنون در اين باره با تو حرف مىزنم ، ديگر پس از اين مپرس . حسين عليه السّلام چون جدا شد كه برود كاغذى خواست و نوشت :
« به نام خداوند بخشندهء مهربان از حسين بن على عليه السّلام به بنى هاشم .
امّا بعد هر كس از شما با من باشد شهيد خواهد شد و هر كس نباشد به پيروزى دست نخواهد يافت . و السلام » « 2 » .
هامش
( 1 ) يا عمّة لا تقولي من قريش و لكن قولي اذلّ رقاب المسلمين فذلّت يا عمّة كلّ الّذي مقدّر فهو كائن لا محالةو ما هم بقوم يغلبون ابن غالب * و لكن بعلم الغيب قد قدّر الأمر( 2 ) بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ؛ من الحسين بن عليّ إلى بني هاشم ، أمّا بعد ، فإنّه من الحق [ لحق ] بي منكم استشهد معي ، و من تخلّف لم يبلغ الفتح و السّلام .