تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
دوش على عليه السّلام و دست ديگر بر دوش أسامه نهاد و فرمود : مرا به سوى فاطمه ببريد . او را نزد فاطمه عليها السّلام آوردند . او سر خود بر دامن فاطمه نهاد ، حسن و حسين عليهم السّلام ( بىتاب شده ) مىگريستند و شيون كنان مىگفتند : « جان ما فدايت و هستى ما پناهت باد ( اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) « 1 » ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ( كه سخت ناتوان بود ) فرمود : على جان ! اينان كيستند ؟ عرض كرد : اينان فرزندانت حسن و حسين‌اند . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست در گردن آنان افكنده هر دو را بوسيد - حسن عليه السّلام گريان‌تر ( و بىتاب‌تر ) بود . على عليه السّلام به او فرمود : حسن جان ! بس كن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را نگران مىكنى . پس فرشته مرگ فرود آمد و عرض كرد : سلام بر تو باد ، اى رسول خدا ! فرمود : و بر تو باد سلام اى فرشته مرگ ! از تو درخواستى دارم . عرض كرد : اى پيامبر خدا ! درخواستت چيست ؟ فرمود : جانم را مگير تا جبرئيل نزد من آيد و بر من سلام كند و من بر او سلام كنم ، پس فرشتهء مرگ بيرون شده مىگفت : يا محمّداه ! جبرئيل در آسمان به استقبالش آمده گفت : اى فرشتهء مرگ ! آيا جان محمّد را ستاندى ؟ عرض كرد : نه اى جبرئيل ! او از من خواست روحش را نستانم تا تو را ببيند تو بر او سلام كنى و او بر تو سلام كند ، جبرئيل گفت : اى فرشتهء مرگ ! آيا نمىبينى كه درهاى آسمان به روى روح محمّد صلّى اللّه عليه و آله گشوده است ؟ آيا نمىبينى حور العين خود را براى روح محمّد صلّى اللّه عليه و آله آراسته است ؟ سپس جبرئيل فرود آمده عرض كرد : سلام بر تو اى ابا القاسم ! فرمود : و بر تو باد سلام اى جبرئيل ! محبوبم جبرئيل ! نزديكم بيا . جبرئيل نزديكش شد كه فرشتهء مرگ نيز فرود آمد ، جبرئيل به او گفت : اى فرشته مرگ ! سفارش خدا پيرامون روح محمّد صلّى اللّه عليه و آله را مراعات كن . جبرئيل در طرف راست پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ميكائيل در طرف چپ او و عزرائيل سرگرم ستاندن روح او بود ، چون پرده از صورت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برگرفتند نگاه به جبرئيل نموده
هامش
( 1 ) أنفسنا لنفسك الفداء . و وجوهنا لوجهك الوقاء .