فرمود : آيا هنگام سختيها رهايم مىكنى ؟
عرض كرد : اى محمّد ! تو مىميرى و آنان نيز مىميرند ، هر كسى چشندهء مرگ است .
ابن عبّاس نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در همين بيمارى پيوسته مىفرمود : محبوبم را صدا كنيد ، پس يكى را پس از ديگرى صدا كردند و حضرت صلّى اللّه عليه و آله از آنان رو برگرداند ، به فاطمه عليها السّلام عرض شد : سراغ على عليه السّلام [ بفرست ] كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جز او را نمىخواهد .
فاطمه عليها السّلام از پى على عليه السّلام فرستاد . چون آمد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چشمانش را گشود و صورتش از شوق مىدرخشيد ، سپس فرمود : على جان ! نزديك بيا ، على جان ! نزديكم بيا ! پيوسته او را نزديك آورد تا دستش را گرفته نزد بالين خود نشاند ، سپس بيهوش شد . حسن و حسين عليهما السّلام شيون و گريه كنان آمده تا خود را بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله افكندند . على عليه السّلام خواست آنان را كنار زند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به هوش آمد و فرمود : على جان ! بگذار من آنان را ببويم و آنان نيز مرا ببويند ، من از آنان توشه گيرم و آنان از من توشه گيرند ، آگاه باش كه پس از من به آنان ستم مىشود و به ناحق كشته مىشوند ، لعنت خدا باد بر هر كه ظلمشان كند - اين را سه بار تكرار فرمود - سپس دست خود را به سوى على عليه السّلام برد ، او را به سوى خود كشيده زير پوششى كه بر او بود در آورد و دهان خود را بر دهان او نهاد و مدتى طولانى با او راز گفت تا اينكه روح پاكيزهاش پرواز كرد ، على عليه السّلام آهسته خود را كنار كشيد و گفت : خدا پاداشهاى شما را در پيامبرتان فراوان كند ، خدا او را به سوى خود برد ، پس شيون و گريه از حاضران برخاست . از امير مؤمنان پرسيدند : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تو را زير پوشش خود درآورد ، به تو رازى گفت ؟
فرمود : به من هزار در علم آموخت كه هر درى هزار در ديگر به رويم گشود .
[ 64 ] - 64 - در روايت ديگرى آمده است كه حسن و حسين عليهما السّلام آمدند و خود را بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله افكنده مىگريستند و مىگفتند : « جان ما فدايت باد اى رسول خدا » « 1 » ! على عليه السّلام رفت تا آنان را از روى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كنار زند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سر برداشت و فرمود : على جان ! آنان را بگذار تا مرا ببويند و من نيز آنان را ببويم و از من توشه گيرند و من از آنان توشه گيرم ، زيرا آنان
هامش
( 1 ) أنفسنا لنفسك الفداء يا رسول اللّه .