تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
حرف را در فلان جا گفتم . ولى گاهى انسان قسم مىخورد ، عنايتش به چيز ديگر است يا لااقل به آن هم عنايت هست ؛ قسم مىخورد ، مىخواهد به طرف بفهماند كه من به اين شيئى كه به آن قسم مىخورم احترام مىگزارم . مىبينيد در جايى كه كسى چندان انتظار ندارد ، وقتى كه شخصى به جان دوستش قسم مىخورد ، آن دوستش به خودش مىبالد كه ببينيد فلانى براى من اينقدر اهميت قائل است كه به جان من قسم مىخورد ، اين علامت اين است كه براى من اهميت قائل است . قرآن كريم براى اينكه مردم را به آيات و مخلوقات توجه بدهد ، به انواعى از مخلوقات قسم مىخورد ، از جمادات گرفته تا نباتات و حيوانات و تا انسان و انسان كامل . حال در اينجا خداى متعال به يك شئ خاصى سوگند ياد كرده است ، يعنى به چيزى ابراز احترام كرده است كه قدر مسلّم اين است كه مردم عرب و غيرعرب احترام آن را به هيچ وجه نمىدانسته‌اند ؛ بشرِ امروز است كه شايد مىتواند ارزش اين كار را آن طور كه بايد درك كند . به احترام قلم سوگند و به احترام نوشته‌ها سوگند ؛ به قلم سوگند و به نوشته سوگند . اگر « ما » ى ما يَسْطُرون را « ما » ى مصدريه بگيريم ( و بيشتر اين‌طور گرفته‌اند ) اين‌جور مىشود : به قلم سوگند و به نوشتن سوگند . اين شايد بهتر است ، چون خود فن و استعداد نوشتن را مىگويد ، يعنى بفهميد كه قلم و استعداد نوشتن و قدرت نوشتن چه نعمت بزرگى است ! و اگر « ما » را « ما » ى موصوله بگيريم اين‌طور مىشود : به قلم سوگند و به نوشته‌ها سوگند . پس قبل از اينكه مُقْسَم‌ٌعليه را ذكر كنيم ، از اينجا كه قرآن كريم به قلم و نوشتن سوگند ياد مىكند مىتوانيم روح تعليمات اسلامى و قرآنى را دريابيم كه روح اين تعليمات علم است و دانستن و فهم و آن چيزى كه دنياى امروز به آن « فرهنگ » مىگويد . اصلًا اسلام و قرآن دين علم و فرهنگ است . به همين دليل است كه قرآن در جاهاى ديگر هم همين مطلب يا آن ركن ديگرش را كه استعداد سخن‌گفتن باشد با اهميت فراوان ذكر مىكند .

خواندن ، اولين كلمهء قرآن

از همه روشنتر اين است كه اولين آياتى كه بر پيغمبر اكرم نازل مىشود آيات اول سورهء مباركهء « إقرأ » است . تقريباً در اينكه آيات اول سورهء مباركهء « اقرأ » اولين آيات است شبهه‌اى نيست :