تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
الْوَعْدُ » قيامت نباشد ، مقصود از آن وعده ، وعدهء عذابِ در دنيا باشد نه عذاب در آخرت ، و عذاب در دنيا مانند آنچه در بدر اينها گرفتار شدند . ولى آن با آيهء قبل كه صحبت از « الَيْهِ تُحْشَرونَ » است جور درنمىآيد . برخى گفته‌اند شايد از نظر اينكه مستقبل محقَّق‌الوقوع است ، در « فَلَمّا رَأَوْهُ زُلْفَةً » لَمّا به معنى مَتى باشد : هر زمان كه آن را نزديك ببينند چنين خواهد شد ؛ و حال آنكه آنجا لَمّا است نه مَتى .

حيات برزخى و حالت معاينه

جواب صحيح اين است كه قرآن مىگويد آنچه شما اكنون سؤال مىكنيد كه قيامت چه زمانى است ، هست يا نيست ، براى انسان از لحظهء مرگ عيان مىشود ، چون همهء بحثها سر اين است كه آيا انسان با مردن پايان مىپذيرد يا از جهانى به جهان ديگر انتقال پيدا مىكند ؟ برزخ ، خودش ابتدا و دروازهء قيامت است . مكرر گفته‌ايم كه آيات زيادى در قرآن هست كه دلالت بر حيات برزخى مىكند كه انسان نه تنها در قيامت ، بلكه در نشئهء ديگرى ، در عالم برزخ قطعاً حيات دارد . در احاديث وارد شده است كه در وقت مردن ، لحظه‌اى براى انسان هست كه آن لحظه لحظهء معاينه است . مقصود اين است كه محتضر پيش از آنكه بميرد ، يعنى پيش از آنكه از اين جهان منتقل بشود ، جهان ديگر را معاينه مىكند . هنوز اينجاست ، هنوز علاقهء روح به بدن به كلى قطع نشده است ، ولى جهان ديگر را معاينه مىكند . يكى از اساتيد ما مىگفت مَثَلش مثل اين درهاى يك لَتى است ؛ مثل كسى كه دم يك در قرار مىگيرد ، وقتى كه در را باز مىكنند هنوز در اين اتاق است و اين اتاق را دارد مىبيند ، بيرون را هم دارد مىبيند . آن حالتى كه در روايات « حالت معاينه » ناميده شده است ، [ حالتى است كه ] انسان از نظر روحى و معنوى در مرز دنيا و آخرت قرار مىگيرد ، يعنى در آنِ واحد با چشم ظاهر دنيا را مىبيند و با چشم باطن آخرت را . همان‌جاست كه ديگر همهء حرفها برايش روشن مىشود ؛ همان جاست كه منكران و كافران وقتى كه علائمش را ديدند ، و ديدند كه به كجا دارند مىروند ، نهايت ناراحتى به آنها دست مىدهد . آن وقت است كه به آنها گفته مىشود آنچه كه مرتب مىگفتيد مَتى ( كِى ) همين است : قيلَ هذَا الَّذى كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعونَ ( تَدَّعون در اينجا به معنى تَدْعون است ، مثل تَدْخَرونَ ، تَدْخُرونَ و تَدَّخِرون كه يك معنا مىدهد ) اين همان