تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
كنم ، ولى اين مسأله يعنى امر بين امرين در نظام تكوين ، يكى از اصول معارف قرآن است . همان‌طور كه در امور اختيارىِ انسانها ، نه جبر است و نه تفويض ، در نظام تكوين هم امر بين امرين حاكم است . جبر اين است كه علىرغم خواست انسانها قدرتى آنها را به انجام كارى ملزم كند . تفويض يعنى به خود واگذارشدگى و استقلال . اصلًا استقلال مطلق مساوى با واجب‌الوجود بودن است . كفربودن تفويض از كفربودن جبر بالاتر است و كمتر نيست . همان‌طور كه در ميان جبر و تفويض ، راهى است كه راه صحيح همان راه است - كه بحث ما در آن نيست - در نظام تكوين يعنى در تأثير و تأثرهايى هم [ كه در عالم صورت مىگيرد ] امر بين امرين حاكم است . در كارى كه خورشيد با نورافشانى خود انجام مىدهد ، ماه با حركات خود انجام مىدهد ، هوا و آتش و آب و نيروى الكتريسيته انجام مىدهند امر بين امرين حاكم است .

معناى رضا به قضاى الهى

اينجاست كه معناى مصلحت و رضا به قضاى الهى روشن مىشود . اگر حادثه‌اى پيش بيايد و خداى متعال جلوى اين حادثه را نگيرد - كه معناى جلوى حادثه را نگرفتن اين است كه به اذن اوست و اگر مصلحت اقتضا مىكرد جلوى حادثه را مىگرفت - معلوم مىشود كه مصلحت كلى اقتضا نمىكرده است كه خداوند جلوى آن را بگيرد . اگر انسان ايمان به اين حقيقت داشته باشد ، به دنبالش « خُلق توحيدى » پيدا مىشود ؛ يعنى بعد از آن كه حادثه‌اى واقع شد در انسان حالت رضا پيدا مىشود ، مىگويد لابد مصلحت بوده است ، اگر مصلحت نبود خداى متعال جلوى آن را مىگرفت . حال كه خدا جلوى اين حادثه را نگرفته است پس مصلحتى هست ولو اين كه من آن مصلحت را ندانم .

عموميت اذن الهى

در اينجا نكتهء ديگرى هست . گفتيم كلمهء « اذن » به معنى اعلام رخصت است . اين در جايى است كه مأذون ( اذن داده شده ) يك موجود شاعر باشد ، شعور داشته باشد . اذن در مورد انسانها درست است ولى حتى در مورد حيوانها با اينكه داراى درجه‌اى از شعور هستند درست نيست ، يعنى جلوگيرى نكردن از يك حيوان در انجام يك
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 378 | مرتضى مطهرى