تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
سَبيلُهُ لَيْسَ بِمُسْتَحِقٍّ لَهُ فَعِنْدَ ذلِكَ يَكونُ النَّدامَة » وقتى مأمون همهء اينها را ديد ، از كار خودش پشيمان مىشود . علّت پشيمانىاش هم اين است كه در ذهن مردم چنين فكرى پيش مىآيد كه وقتى در مملكت چنين مردى هست ، پس چرا مأمون اينجا نشسته است ؟ داستان خيلى مفصّل است ؛ من آن قسمتهايى را كه مربوط به اين آيه است و با اين آيه تناسب دارد عرض مىكنم . در يك جا حضرت به آن عالم يهود خطاب مىكند : « يا يَهودىُّ اقْبِلْ عَلَىَّ أَسْئَلُكَ بِالْعَشْرِ الْآياتِ الَّتى انْزِلَتْ عَلى موسَى بْنِ عِمْران » من تو را قسم مىدهم به آن ده معجزه‌اى كه بر موسى نازل شد ، آيا در تورات ، خبر محمد صلى الله عليه و آله و امت او هست يا نه ؟ آيا با عنوان « أَتْباعُ راكِبِ الْبَعيرِ يُسَبِّحونَ الرَّبَّ جِدّاً جِدّاً تَسبيحاً » نيامده است ؟ و آن‌وقت به بنىاسرائيل دستور داده شده است : « فَلْيَفْرَغْ بَنوإسْرائيلَ الَيْهِمْ وَ إلى مُلْكِهِمْ لِتَطْمَئِنَّ قُلوبُهُمْ » دستور داد مخالفت نكنند « فَانَّ بِأَيْديهِمْ سُيوفاً يَنْتَقِمونَ بِها مِنَ الْأُمَمِ الْكافِرَةِ فى اقْطارِ الْارْضِ » در دست آنها شمشيرهايى است كه از همهء ملتهاى روى زمين انتقام خواهند گرفت . « اهكَذا هُوَ فِى التَّوْريةِ مَكْتوبٌ ؟ » آيا چنين چيزى در تورات هست ؟ تصديق كرد و گفت : بله . بعد خطاب به جاثليق فرمود : آيا از كتاب شعيا اطلاعى دارى ؟ گفت : حرف تا حرفش را مىدانم . گفت : آيا در آنجا اين كلام نيست : « انّى رَأَيْتُ صورَةَ راكِبِ الْحِمارِ لابِساً جَلابيبَ النّورِ وَ رَأَيْتُ راكِبَ الْبَعيرِ ضَوْءً مِثْلَ ضَوْءِ الْقَمَرِ » ؟ در مكاشفهء خودش گفت : من آن الاغ‌سوار ( يعنى عيسى ) را ديدم در حالى كه جلبابها و روپوشهايى از نور به خودش گرفته بود ، و آن شترسوار را ديدم در حالى كه نورش مانند نور قمر مىدرخشيد ؟ گفت : بله ، شعيا چنين چيزى گفته است . بعد خطاب به جاثليق نصرانى فرمود : « يا نَصْرانىُّ هَلْ تَعْرِفُ فِى الْانْجيلِ قَوْلَ عيسى عليه السلام : انّى ذاهِبٌ إلى رَبِّكُمْ وَ رَبّى ، وَ الْبارِقَليطا جاءٍ ؟ » آيا از اين سخن عيسى عليه السلام اطلاع دارى كه فرمود : من به سوى پروردگار خودم و پروردگار شما مىروم و بارقليطا خواهد آمد ؟ « هُوَ الَّذى يَشْهَدُنى بِالْحَقِّ كَما شَهِدْتُ لَهُ » او مرا تأييد و تصديق مىكند همان‌طور كه الآن من به او گواهى دادم « وَ هُوَ الَّذى يُفَسِّرُ لَكُمْ كُلَّ شَىْءٍ » . مىخواهد بگويد من رسالتم اين نيست كه حقايق را براى شما بگويم و بيان كنم ، من مبشّر او هستم ، كسى كه حقايق را خواهد گفت اوست . « وَ هُوَ الَّذى يُبْدى فَضائِحَ الْامَمِ » اوست كه رسواييهاى ملّتها را در اثر غلبه و پيروزى ظاهر مىكند . « وَ هُوَ الَّذى