مىكنند ؛ يعنى همين طور كه وقتى كسى ميّت را دفن كرد ديگر بعد مأيوس برمىگردد از نظر اينكه او به دنيا برگردد ، اينها هم از نظر اينكه آخرتى باشد در آن حد مأيوس هستند ؛ ولى همانطور كه تفاسير ديگر گفتهاند اينجا « كفار » يعنى اين كفار معهود ، يعنى مشركين قريش ، و معنى صحيح آيه همين است كه آنچنان كه اين قريش مأيوسند از اموات كه دومرتبه محشور شوند ، يهود هم مثل آنها فكر مىكنند و مأيوسند .
دو رؤيا
ايام محرم نزديك است و ايام ايام مصيبت است ؛ و عجيب است كه من در سال 41 ( سال فوت مرحوم آقاى بروجردى ) كه دو سه ماه بود ايشان فوت كرده بودند ( ايشان در ماه شوّال فوت كردند ) در مثل همين ايام كه محرم نزديك بود و چند روزى به محرم بيشتر نمانده بود ، ايشان را خواب ديدم ( حال آن خواب كيفيتى دارد و به تفصيل است ) و خودم معنى اين خواب را نفهميدم . شخصى بود به نام آقاى حاج آقا احمد كه قمى بود و فوت كرد . او عجيب تعبير خواب مىكرد . حتى خود مرحوم آقاى بروجردى گاهى كه يك خوابهايى مىديدند حاج آقا احمد را براى تعبير مىخواستند . من به آقاى حاج آقا احمد تلفن كردم و تعبير خواب را خواستم . من حقيقتش وجهش را نفهميدم كه او از كجاى آن خوابى كه من ديده بودم اينجور فهميد . ( آن وقتها من منبر نمىرفتم ؛ مدتى بود منبر را ترك كرده بودم . ) گفت معنى اين خواب اين است كه منبر را ترك نكن ؛ يعنى معنى اين خواب اين است كه - حال تعبير او چه بود يادم نيست - نوكرى امام حسين را به كلى رها نكن . من ديگر به همان كه او گفت عمل كردم و به تعبيرى كه او كرد ترتيب اثر دادم .
ديروز صبح بعد از نماز - كه من معمولًا مىخوابم - خوابيدم ، خواب ديدم كه يك مجلس معظمى است ، همه اهل علم و علما هستند و ما يك جايى نشستهايم و مثل اينكه انتظار داريم كه آقاى بروجردى وارد شوند و بعد گفتند ايشان عنقريب مىخواهند وارد شوند . مجلس از جا حركت كرد ، مثل همان زمان حياتشان ؛ من هم به سرعت [ تلاش ] كردم كه بلند شوم ، عبايم پيچيد به دست و پايم ، خودم را كشيدم به يك طرف و بعد عبايم را از دست وپايم باز كردم و بلند شدم . ايشان هم اتفاقاً