خدا را به وحدت و يگانگى بپذيريد و ايمان پيدا كنيد . اينجا قهراً مسألهاى طرح مىشود كه پس مسألهء رابطهء ابراهيم با پدرش يا عمويش كه او را پدر مىخواند ( آزر ) چه بود كه با اينكه كافر بود به او وعده داد كه من با تو استغفار مىكنم ؟ قرآن در قسمت بعد آن را توضيح مىدهد كه اشتباه نكنيد ، آن تولّى نبود ؛ حال چه بود ، چون وقت گذشته و روز عرفه هم هست آن قسمت را مىگذاريم براى بعد .
امروز به حسب افق ما روز عرفه است كه در افق حجاز ، برادران مسلمان ما امروز يكى از بهترين و بزرگترين روزها را مىگذرانند كه روز عيد قربان است و مسلمين - اين طور كه مىگويند - امسال قريب سه ميليون جمعيت در مِنى جمع شدهاند و حتماً در ميان اينها مردمان خالص و مخلص هست و زياد هم هست . ولى به هر حال روز عرفه از روزهاى عبادت است ؛ شب و روز عرفه از ايام و ليالى متبرّكه است ، اعم از اينكه انسان در منى و عرفات باشد يا نباشد ( البته روز عرفه را در عرفات هستند ) . اين مطلب را يك وقتى راجع به شب قدر هم عرض كرديم :
روزها گاهى شرافت و فضيلت خود را از همان دستورى كه در آن روز رسيده است كسب مىكنند و اين يك جنبهء روانى و روحى هم دارد . اينكه انسان در يك حالِ تنهاى تنها عبادت كند و خدا را بخواند و به درگاه الهى ابتهال و تضرّع كند ، با اين كه صدايش همراه صداى جمع باشد عملًا هم فرق [ دارد و اثر آن ] در روح خود انسان هم متفاوت است . ما در سورهء مباركهء حمد مىخوانيم : « ايّاكَ نَعْبُدُ وَ ايّاكَ نَسْتَعينُ » خدايا همه باهم تو را مىپرستيم ؛ در صورتى كه انسان نماز را با حالت انفراد مىخواند . نماز ، اصلش نماز فرادى است ، نماز جماعت سنتى است كه اگر انسان نخوانْد هم نخواند . ولى در نماز فرادى هم انسان به خدا اينطور مىگويد : خدايا ما همه باهم تو را مىپرستيم و همه باهم از تو مدد مىخواهيم و كمك مىجوييم .
امام فخر رازى معروف ، صاحب التفسير الكبير ( تفسير مفاتحالغيب ) در همين سورهء حمد و در همين آيه تعبير شاعرانه و زيبايى دارد . ( اگرچه معايبى در اين آدم هست ولى مرد فوقالعاده باهوش بااستعدادِ فاضلِ متتبّعِ متبحّرى بوده است . ) از يك اصل فقهى استفاده مىكند و آن اين است كه در موارد زيادى مىگويند فروشنده يا خريدار ، خيار فسخ پيدا مىكند . يكى از موارد را « خيار تبعّض صفقه » مىگويند .
مقصود از « صفقه » همان « كالا » است . انسان وقتى معامله مىكند ، چه از نظر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢١٨